راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٧ - بيان نفخه صور
دارد كه عبارتند از نفخه صور، برانگيخته شدن از گور در روز نشور، عرض اعمال بر خداوند جبّار، سؤال از كم و بسيار، نصب ميزان براى شناختن مقادير اعمال، گذر از صراط با همه باريكى و تيزى آن و سپس انتظار اعلام صدور حكم الهى به اين كه اهل سعادت است يا شقاوت. اينها حالات و بيم و هراسهايى است كه انسان ناگزير بايد آنها را بداند و سپس به طور قطع و يقين به آنها ايمان داشته باشد، پس از آن درباره آنها بسيار بينديشد تا انگيزههاى آمادگى براى آنها در دلش برانگيخته شود.
ايمان به روز واپسين به عمق دل بيشتر مردم راه نيافته و در سويداى قلب آنها نگرفته است. دليل بر اين امر آن است كه براى گرماى تابستان و سرماى زمستان خود را سخت آماده مىكنند ليكن درباره گرما و سرماى جهنّم با همه سختيها و هراسهايى كه در بر دارد سستى مىورزند. بلى هرگاه درباره روز قيامت از آنها پرسش شود زبانشان بدان گويا مىشود، ليكن دلشان از آن غافل است چه اگر به كسى خبر دهند كه در پيش روى او خوراك مسمومى است و او گفتار خبر دهنده را تصديق ليكن پس از آن دست دراز كند تا از آن بخورد به زبان او را تصديق و به عمل او را تكذيب كرده است و تكذيب عملى شديدتر از تكذيب زبانى است، از پيامبر صلّى الله عليه و آله روايت شده كه خداوند فرموده است: «پسر آدم مرا دشنام داد و او را نسزد كه به من دشنام دهد، و مرا تكذيب كرد و نبايد او مرا تكذيب كند. امّا دشنام او به من اين است كه مىگويد: مرا فرزندى است، و تكذيب او اين كه مىگويد: مرا چنان كه در اوّل آفريد هرگز باز نخواهد گردانيد»«١».
اين ضعف يقين و سستى تصديق درباره روز رستاخيز ناشى از كمى فهم در اين دنيا نسبت به امثال اين امور است چه اگر انسان توالد حيوانات را نديده بود و به او گفته مىشد:
خدا صانعى است كه از نطفه كثيف انسانى مصوّر، خردمند، سخنور و مقتدر مىسازد باطنش از تصديق آن بشدّت تنفّر داشت، بدين سبب خداوند فرموده است: أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ من نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ«٢» و نيز: أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً، أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً من مَنِيٍّ يُمْنى«٣» زيرا در آفرينش انسان با توجّه به شگفتيهاى بسيارى كه در اوست و اختلاف تركيب
«١» صحيح بخارى ، ج ٤، ص ١٢٩، از حديث ابى هريره .
«٢» يس / ٧٧: آيا انسان نديد (نمى داند) كه ما او را از نطفه اى بى ارزش آفريديم و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد كه ) به مخاصمه آشكار برخاست .
«٣» قيامت / ٣٦ و ٣٧: آيا انسان گمان مى كند بيهوده و بى هدف رها مى شود، آيا او نطفه اى از منى كه در رحم ريخته مى شود نبود؟