راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٧ - سبب درازى آرزو و درمان آن
است، چه تا آن زمان كه پير مىميرد هزاران كودك و جوان زندگى را بدرود مىگويند. گاهى بر اثر اطمينان به سلامت خود مرگ را مستبعد مىداند و مرگ ناگهانى را نيز بعيد مىشمارد و نمىداند كه آن بعيد نيست چه اگر هم دور باشد بيمارى ناگهانى دور نيست و هر بيمارى، ناگهان عارض مىشود و هنگامى كه انسان بيمار شود مرگ او مستبعد نخواهد بود. اگر اين نادان بينديشد و بداند كه مرگ وقت مخصوصى اعمّ از جوانى، پيرى، كهولت، تابستان، زمستان، پاييز، بهار، شب و يا روز ندارد آگاهى و آمادگى او براى مرگ زياد خواهد شد.
ليكن ندانستن اين امور و دوستى دنيا او را وادار مىسازد كه آرزوهايش را طولانى كند و از امكان مرگ نزديك خود غافل باشد و پيوسته گمان كند كه مرگ در پيش روى اوست اما نزول و وقوع آن را بر خود پيشبينى نمىكند، جنازهها را تشييع مىكند ليكن تصور نمىكند جنازهاش را تشييع كنند چه مشايعت جنازه ديگران زياد براى او اتفاق افتاده و با آن خو گرفته و پيوسته مرگ ديگران را شاهد بوده ليكن با مرگ خود انس نگرفته و تصور نمىرود كه با آن انس گيرد چه هنوز واقع نشده و اگر واقع شود تكرار نخواهد شد و از اول تا آخر عمر جز يك بار روى نمىدهد. بنابراين راه آن است كه خود را با ديگران قياس كند و بداند جنازه او نيز ناگزير به سوى گورستان حمل و به خاك سپرده خواهد شد و شايد خشتى كه با آن لحدش پوشيده مىشود زده و ساخته شده است و او نمىداند، لذا تأخير در آماده شدن براى مرگ جهل محض است.
از اين رو هرگاه دانستى سبب درازى آرزو نادانى و دوستى دنياست، پس درمان آن با دفع سبب ميسر خواهد شد، اما نادانى را با تفكر درست و صافى كه از دل حاضر و آماده برخاسته باشد و نيز شنيدن حكمتهاى بليغ از دلهاى پاك مىتوان دفع كرد، ليكن بيرون كردن محبت دنيا از دل بسيار سخت است چه آن درد دشوارى است كه درمان آن پيشينيان و متأخران را خسته و درمانده كرده و علاج آن تنها ايمان به روز باز پسين و مجازاتهاى سنگين و ثوابهاى بزرگ آن است و هرگاه انسان به اين امر يقين حاصل كند محبت دنيا از دلش بيرون مىرود چه محبت بزرگ محبت كوچك را از دل مىزدايد و با مشاهده حقارت دنيا و نفاست آخرت از اين كه به دنيا توجه كند سر باز خواهد زد هر چند پادشاهى مشرق تا مغرب زمين به او داده شود، چه رسد به اين كه هر بندهاى در اين دنيا جز از مقدار اندكى از آن كه آلوده به انواع ناملايمات است برخوردار نيست و در اين صورت چگونه با وجود ايمان به آخرت به دنيا شاد باشد و محبت آن در دلش رسوخ يابد. از خداوند خواستاريم كه دنيا را آن چنان به ما وانمود كند كه به بندگان صالح و شايسته خود نشان داده است. به هر حال براى