راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠ - حقيقت محبّت و اسباب آن
محبوب اوست. و اگر عدم را خواهان باشد براى خود آن نيست، بلكه براى آن است كه در آن بلا زايل مىشود. لذا هلاكت و عدم نزد او مبغوض و دوام وجود محبوب است و همان گونه كه دوام وجود محبوب اوست كمال وجود نيز مطلوب اوست، زيرا ناقص فاقد كمال است و نقص به نسبت مقدار مفقود عدم است و نسبت به انسان هلاكت مىباشد و هلاكت و عدم در صفات و كمال وجود مبغوض است، چنان كه در اصل ذات مبغوض مىباشند و وجود صفات كمال محبوب است، همان گونه كه دوام اصل وجود محبوب است و اين غريزهاى است كه به حكم سنّت بارى تعالى در طبايع قرار داده شده است: وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ الله تَبْدِيلًا«١».
بنابراين نخستين محبوب انسان ذات او، سپس سلامتى اعضاى او، پس از آن مال و فرزند و كسان و دوستان اوست. پس اعضاى آدمى محبوب اويند و سلامت آنها مطلوب اوست چه كمال و دوام وجود او موقوف بر اينهاست. مال نيز محبوب است، زيرا آن نيز وسيله دوام وجود و كمال آن است و همچنين است ديگر اسباب. اين كه انسان اشياى مذكور را دوست مىدارد، براى اعيان آنها نيست، بلكه به سبب آن است كه بهرهمندى او از دوام وجود و كمال آن بدانها وابسته است تا آن جا كه آدمى فرزندش را با اين كه از او بهرهاى نمىبرد، بلكه سختيهايى را هم به خاطر او تحمّل مىكند، دوست مىدارد زيرا او را پس از مردن جانشين وجود خويش مىكند، و بقاى نسلش نوعى از بقا براى اوست، و به سبب علاقه شديد به بقاى نفس خود، بقاى كسى را كه جانشين او شود نيز دوست مىدارد، و گويا آن جزيى از اوست چه نمىتواند طمع داشته باشد كه تا ابد زنده بماند. آرى هرگاه ميان كشتن او و كشتن فرزندش مخيّر شود، و طبع او بر اعتدال خويش باقى باشد، بقاى خود را بر بقاى فرزندش ترجيح خواهد داد، زيرا بقاى فرزندش تنها از يك نظر به منزله بقاى اوست و بقاى محقّق او نيست. محبّت او به خويشاوندان و كسانش نيز به محبّت او براى كمال نفسش بازگشت دارد، چه او خود را به سبب آنها تنها نمىبيند و به كمال آنها خود را قوى و آراسته مىانگارد، زيرا خانواده و مال و اسباب خارجى همچون بالهايى مكمّل وجود انساناند، و كمال وجود و دوام آن طبعا محبوب اوست. بنابراين نخستين محبوب هر زندهاى ذات و كمال ذات و دوام همه اينهاست، و آنچه ضدّ آنهاست، مكروه اوست و اين امور نخستين سبب محبّت به شمار مىآيد.
«١» فتح / ٢٣: و هرگز براى سنت خداوند تغيير و تبديلى نخواهى يافت .