راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٣
دو مرد بود و پيامبرى كه با او هيچ كس نبود و پيامبرى كه او را گروهى همراهى مىكردند پس از آن جمعيّت بسيارى را ديدم كه اميد داشتم امّت من باشند، به من گفته شد اينها موسى و قوم اوست، سپس به من گفته شد: نگاه كن، چون نگريستم جمعيّت انبوهى را ديدم كه افق را مسدود كرده بود، به من گفته شد: باز هم و باز هم بنگر، چون نگريستم جمعيّت بسيارى را ديدم، به من گفته شد: اينها امّت تو است و همراه اينان هفتاد هزار نفر است كه بى حساب داخل بهشت مىشوند». در اين موقع مردم پراكنده شدند و پيامبر صلّى الله عليه و آله سخنان خود را توضيح نداد، اصحاب به مذاكره پرداختند و گفتند: ما در حال شرك زاده شدهايم ليكن به خدا و پيامبرش ايمان آوردهايم و اين مردم فرزندان ما هستند، پيامبر صلّى الله عليه و آله از اين سخنان آگاه شد به آنها فرمود: آنان كسانى هستند كه خود را داغ نمىكنند، افسون و جادوگرى نكرده و فال بد نمىزنند و بر پروردگار خويش توكّل مىكنند»، عكّاشه برخاست و عرض كرد: اى پيامبر خدا دعا كن خداوند مرا در زمره اينان قرار دهد، فرمود: «تو از آنهايى»، ديگرى برخاست و سخن عكّاشه را تكرار كرد، پيامبر صلّى الله عليه و آله به او فرمود: «عكّاشه در اين امر بر تو پيشى گرفت»«١».
عمرو بن حزم انصارى گفته است: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله سه روز از ما غايب شد و تنها براى نماز واجب بر ما ظاهر مىگرديد. و سپس باز مىگشت، چون روز چهارم شد به سوى ما بيرون آمد، به آن حضرت عرض كرديم: اى پيامبر خدا! سه روز خود را از ما باز داشتى تا آن جا كه گمان كريم حادثهاى رخ داده است، فرمود: «جز خير چيزى روى نداده است، همانا پروردگارم به من وعده داده است كه هفتاد هزار تن از امّتم را بدون حساب وارد بهشت كند و من در اين سه روز از او درخواست كردم كه بر اين تعداد بيفزايد چه من پروردگارم را قدرتمند، بزرگوار و بخشنده يافتهام، و او در برابر هر يك از اين هفتاد هزار نفر هفتاد هزار نفر را به من بخشيد، عرض كردم: پروردگارا امّت من به اين تعداد خواهد رسيد؟ فرمود: من از عربهاى بيابان نشين اين عدد را برايت كامل مىكنم»«٢».
ابو ذرّ گفته كه پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «جبرئيل در كنار حرّه بر من ظاهر شد و گفت: به امّت خود مژده ده كه هر كس بميرد در حالى كه چيزى را با خدا شريك نكرده باشد وارد بهشت مىشود، گفتم: اى جبرئيل! اگر چه دزدى و زنا كرده است؟ گفت: آرى اگر
«١» صحيح بخارى ، ج ٨، ص ١٤٠.
«٢» البعث و النشور بيهقى (المغنى ).