راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٣ - زمين محشر و اهل آن
بگيرم. بنابراين مردم در ميان هم درآييد و مظالم خود را از كسانى كه در دنيا به شما ستم كردهاند مطالبه كنيد و من براى شما عليه آنان گواهم، و گواهى كافى هستم.»
فرمود: «پس همديگر را شناسايى و باز يابى مىكنند و هر كسى نزد ديگرى مظلمهاى يا حقّى داشته باشد او را بدان ملزم مىسازد، و همچنان در صحراى محشر تا آنگاه كه خدا بخواهد مىمانند، در نتيجه وضع آنها سخت و عرق آنها زياد و غم و اندوهشان سخت و ناله و فريادشان بلند مىشود و آرزو مىكنند كه با ردّ مظالم به اهلش از آن وضع رهايى يابند. در اين هنگام خداوند به حال آنها و رنج و مشقتى كه دچارند توجّه مىكند و ندا كنندهاى از سوى او ندا مىدهد به گونهاى كه آخرين آنها مانند اوّلين آنها مىشنود كه اى گروه خلايق! براى دعوت كننده خدا خاموش شويد و بشنويد كه خداوند مىفرمايد: من بسيار بخشندهام اگر دوست داريد كه ببخشيد ببخشيد و گرنه مظالم شما را براى شما مىگيرم. گروهى از خلايق به سبب مشقّت بسيار و تنگى راه و ازدحام آنها و به اميد آن كه از وضعى كه دارند رهايى يابند مظالم را مىبخشند و برخى خوددارى مىكنند و مىگويند: پروردگارا! مظالم ما بزرگتر از آن است كه آنها را ببخشيم. سپس ندا كنندهاى از سوى عرش خداوند ندا مىكند:
رضوان خازن بهشت فردوس كجاست؟ خداوند به او امر مىكند كه از فردوس كاخى را كه از نقره است با همه بناها و خدمتكارانى كه در آن است به آنها نشان دهد، و او قصر را با همه كنيزكان و خدمتكاران و اثاثى كه در اطراف و درون آن است براى آنها نمايان مىسازد. آنگاه ندا كنندهاى از سوى خداوند ندا مىكند: اى گروه خلايق سرهايتان را بلند كنيد و به اين قصر بنگريد، آنها سرهايشان را بلند مىكنند و همگى آرزومند آن مىشوند، سپس از سوى خداوند ندا كنندهاى ندا مىدهد كه اى گروه خلايق اين قصر براى هر كسى است كه از مؤمنى عفو كند، و همه جز كسان اندكى عفو مىكنند، خداوند مىفرمايد: امروز هيچ ستمگرى به بهشت من راه نمىيابد، و هيچ ستمكارى كه نزد او مظلمهاى از يكى از مسلمانان باشد به دوزخ در نمىآيد تا آنگاه كه در موقف حساب حقّ خود را از آن ستمكار بگيرد، اى خلايق! براى حساب آماده شويد. سپس به آنها آزادى داده مىشود و به سوى موقف حساب روان مىشوند در حالى كه بعضى بعضى ديگر را دفع و طرد مىكنند تا آنگاه كه پا به عرضه حساب مىنهند و خداوند بر عرش مستولى است. در اين هنگام دواوين باز و ترازوها نصب و پيامبران و شاهدان كه ائمّهاند حضور مىيابند، و هر امامى بر اهل زمان خود شهادت مىدهد به اين كه در ميان آنها به امر خدا قيام و آنان را به راه او دعوت كرده است». راوى مىگويد: مردى از قريش عرض كرد: اى پيامبر خدا! هرگاه از مرد مؤمنى نزد