راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٨ - بيان چگونگى تفكّر در مخلوقات خداوند
«١» و نيز: أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها، رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها«٢».
بنابراين به ملكوت آسمانها بنگر تا شگفتيهاى عزّت و جبروت را مشاهده كنى. گمان مكن كه مراد از نگاه به ملكوت آن است كه چشمها را بدان خيره كنى و كبودى آسمان و فروغ ستارگان و پراكندگى آنها را تماشا كنى چه بهايم در اين نگاه با تو مشاركت دارند و اگر مراد اين بود خداوند ابراهيم عليه السّلام را در اين گفتار خود نمىستود كه: وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ«٣»، بلكه آنچه به حسّ باصره دريافته مىشود قرآن از آن به «ملك و شهادت» تعبير كرده و آنچه را از اين حسّ غايب است و بدان درك نمىشود عالم «غيب و ملكوت» خوانده است خداوند دانا به غيب و شهادت و جبّار ملك و ملكوت است و هيچ كس به علم او احاطه ندارد مگر آنچه را بخواهد، و اوست داناى غيب واحدى را بر غيب خود آگاه نمىكند جز آن كه را از پيامبران كه بپسندد. لذا اى نادان! تفكّرت را در ملكوت آسمانها طولانى كن شايد درهاى آسمان به رويت باز شود و بتوانى با دلت در اقطار آن بگردش درآيى، تا آن جا كه دلت در پيشگاه عرش رحمان بأيستد، در اين هنگام است كه مىتوان اميد داشت به رتبه آن كس برسى كه گفته است: «دلم پروردگارم را ديد» چه رسيدن به مرتبه دورتر جز با گذشتن از مرتبه نزديكتر ميسّر نيست و نزديكترين چيز به تو نفس تو است: سپس زمينى كه قرارگاه تو است پس از آن هوايى كه تو را در ميان گرفته و بعد روييدنيها و حيواناتى كه بر روى زمين است، سپس عجايب جوّ و آنچه ميان آسمان و زمين است پس از آن آسمانهاى هفتگانه و ستارگان و بعد كرسى، عرش و فرشتگانى كه خازنان عرشند. پس از اين ديده از اينها بردار و نظرت را به سوى پروردگار عرش و كرسى و آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست متوجّه كن چه ميان تو و او بيابانهاى وسيع و راههاى دور و گردنههاى بلند است و تو هنوز از گردنه پست نزديك كه شناخت ظاهر نفس تو است فراغت نيافتهاى و در همين حال با وقاحت زبان مىگشايى و مدّعى معرفت پروردگار مىشوى و مىگويى: من او و آفريدگان او را شناختهام ديگر در چه چيزى بينديشم و به كجا نظر افكنم؟ لذا اكنون سرت را به سوى آسمان بلند و به سوى آن نظر كن، و در ستارگان و طلوع و غروب و گردش آنها و در خورشيد و ماه و اختلاف مشارق و مغارب و حركت دايمى
«١» نبا / ١٢: و بر فراز شما هفت امسان محكم بنا كرديم .
«٢» نازعات / ٢٧ و ٢٨: آيا آفرينش مشا (پس از مرگ ) مشكلتر است يا افرينش آسمانى كه خداوند بنا نهاده ، سقف آن را برافراشته و آن را منظم ساخته است .
«٣» انعام / ٧٥: اين چنين ملكوت اسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم تا اهل يقين شود.