راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٦ - بيان چگونگى تفكّر در مخلوقات خداوند
و قهر آفريننده قاهر است و احدى را در آنها مشاركت و مداخله نيست بلكه آفريدگان مؤمن او را وظيفهاى جز اين نيست كه در برابر جلال و عظمت او تسليم و خاشع باشند و منكران كور دل را جز اين بهرهاى نيست كه به كيفيّت اين امور جاهل و به صرف گمان ذكر سبب و علّت كنند، و نادان مغرور بگويد كه: آب به سبب سنگينى طبع فرود مىآيد و سبب نزول آن منحصر به همين است و گمان مىكند اين شناختى است كه تنها بر او مكشوف شده و بدان شادمان است، و بايد از او پرسيده شود: طبع چه معنايى دارد؟ و چه چيزى او را آفريده است؟ و چه چيزى آبى را كه طبع آن سنگين است به وجود آورده؟ و چه چيزى آبى را كه در پاى درختان ريخته شده به بالاى شاخهها مىبرد، و چون طبع آب سنگين است چگونه نخست ميل به پايين كرده و سپس راه بالا را در پيش مىگيرد. و بى آن كه ديده شود اندك اندك در جوف درختان راه مىيابد به طورى كه در همه جوانب برگها منتشر شده و هر جزئى از هر برگ را تغذيه مىكند و از طريق مو رگهاى ريزى كه در برگ است جريان مىيابد و رگ اصلى برگ را سيرآب مىكند. و چون از اين رگ بزرگى كه در طول برگ كشيده شده رگهاى ريزى منشعب است و گويى برگ بزرگ به منزله نهرى است كه جويهايى از آن انشعاب يافته و از اين جويها جدولهايى منشعب شده است سپس از اين جدولها رشتههاى بسيارى همچون تار عنكبوت كه به چشم ديده نمىشوند در سرتاسر برگ پخش شده كه آب از جوف آنها مىگذرد و به ساير اجزاى برگ مىرسد و بدين طريق آن را تغذيه مىكند و رشد و پرورش مىدهد و خرّمى و تازگى آن ادامه مىيابد، و نيز به همين گونه آب به اجزاى ميوه مىرسد. اگر آب به طبع خود ميل به حركت در پايين دارد چگونه به بالا حركت كرده و اگر به سبب جذب بوده چه كسى جذب كننده را به اين عمل گمارده است و اگر اين امر سرانجام به آفريننده آسمانها و زمين و جبّار ملك و ملكوت منتهى مىشود چرا در همان آغاز اين امر را به او محوّل نكنيم؟ كه نهايت جاهل بدايت عاقل است.
از آيات ديگر او ملكوت آسمانها و ستارگانى است كه در آنهاست و اين كلّ مطلب است، و آن كه جز اينها را دريابد و عجايب آسمانها از او فوت شود به تحقيق كلّ امر از او فوت شده است، چه زمين و درياها و هوا و هر جسمى سواى آسمانها در مقايسه با آسمانها مانند قطرهاى يا كمتر از آن نسبت به درياست. پس بنگر چگونه خداوند در كتاب خود آسمانها و ستارگان را بزرگ شمرده و در هر سورهاى به مناسبتهاى مختلف آنها را به بزرگى ذكر كرده و بسيار است در قرآن كه بدانها سوگند ياد شده است مانند: وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ