راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٣ - مرابطه پنجم مجاهده است
بينايى بر اثر گريه و پژمردگى لبها به علّت روزه است و همواره غبار خشوع بر او نشسته است«١».»
به يكى از پيشينيان گفته شد: چه شده است كه متهجّدان و شب زندهداران از همه مردم نيكو رويترند؟ پاسخ داد: آنان با خداوند رحمان خلوت كردهاند و او نورى از انوار خود را بر آنان پوشانيده است.
عامر بن عبد قيس مىگفت: پروردگارا مرا آفريدى و با من مشورت نكردى، و مرا مىميرانى و آگاهم نمىكنى، و با من دشمنى آفريدى كه مانند خون در من در گردش است، و مقرّر كردى كه او مرا ببيند و من او را نبينم، سپس به من گفتى خود را نگهدار. پروردگارا هرگاه تو مرا نگه ندارى چگونه مىتوانم خود را نگه بدارم. بار الها در دنيا غم و اندوه است و در آخرت عذاب و حساب پس آسايش و شادى كجاست.
يكى از حكيمان گفته است: خداوند را بندگانى است كه به آنان نعمت داده و آنها او را شناختهاند. سينههايشان را گشاده كرده و آنها او را فرمانبردارى و به او توكّل كردهاند و خلق و امر را به او واگذاشتهاند لذا دل آنها معدن صفا و يقين و سراچه حكمت و صندوقچه عظمت و مخزن قدرت شده است. ميان مردم مىآيند و مىروند در حالى كه دلهايشان در ملكوت در گردش است و به حجابهاى غيب پناهنده مىشوند، سپس باز مىگردند و با آنها طرفههايى از لطايف فوايد است كه هيچ گويندهاى نمىتواند آنها را توصيف كند. آنان در باطن امر از حيث خوبى مانند ديبايند و در ظاهر از جهت فروتنى در برابر كسى كه خواهان آنها باشد همچون دستمالى پيش پا افتادهاند. اين طريقهاى است كه با تكلّف و رنج و زحمت نمىتوان بدان رسيد چه آن تفضّلى است از سوى خداوند كه به هر كس بخواهد آن را ارزانى مىدارد.
يكى از صالحان گفته است: در اثناى آن كه در يكى از كوههاى بيت المقدس گردش مىكردم به درّهاى فرود آمدم، ناگهان آوازى شنيدم كه برخاست و كوهها با صداى بلند آن را اجابت كردند، دنبال آواز را گرفتم ناگهان وارد سبزه زارى شدم كه در آن درختانى بهم پيچيده بود، و در اين ميان مردى را ديدم كه ايستاده و پيوسته اين آيه را تكرار مىكند: يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ من خَيْرٍ مُحْضَراً ... وَ يُحَذِّرُكُمُ الله نَفْسَهُ«٢». مىگويد: در پشت سرش
«١» كافى كلينى ، ج ٢، ص ٢٣٥ و ٢٣٦ نظير آن .
«٢» آل عمران / ٢٨ و ٣٠: روزى كه هر كس آنچه را از كارنيك انجام داده حاضر مى بيند... و خداوند شما را از (نافرمانى ) خودش بر حذر مى دارد.