راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٨ - بيان حقيقت اخلاص
از آنها صرف نظر مىكنيم. در كافى از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه درباره آيه: لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا«١» فرموده است: مراد عمل بيشتر نيست بلكه عمل درستتر مراد است، چه درستى ترس از خداست و نيّت راست حسنه است. سپس فرمود: «باقى ماندن بر عمل تا خالص شوى سختتر از عمل است، و عمل خالص آن است كه نخواهى جز خدا كسى تو را بر آن بستايد»«٢». از امام باقر عليه السّلام روايت است كه فرمود: «هيچ بندهاى ايمان به خدا را در چهل روز خالص نمىكند جز اين كه خداوند او را به دنيا بى اعتنا، و به درد و درمان آن بينا و حكمت را در دل او پابرجا و زبانش را به آن گويا مىكند»«٣».
بيان حقيقت اخلاص
بدان هر چيزى ممكن است با غير خود بياميزد، و چون از غير خود صافى و از آن رها شود خالص گفته مىشود و فعل صافى و از هر شايبه خالى را اخلاص مىنامند. خداوند فرموده است: من بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبِينَ«٤». و خالص بودن شير به اين است كه در آن شايبهاى از خون و سرگين و از هر چيزى كه ممكن است با آن آميخته شود وجود نداشته باشد. ضدّ اخلاص شرك است و كسى كه مخلص نباشد مشرك است، جز اين كه براى شرك درجاتى است و ضدّ اخلاص در توحيد شريك قرار دادن چيزى در الوهيّت است.
شرك دو نوع است: خفىّ و جلىّ، اخلاص نيز به همين گونه است. اخلاص و ضدّ آن هر دو بر دل وارد مىشوند و دل جايگاه آنهاست، و در قصدها و نيّتها داخل مىشوند. ما حقيقت نيّت را ذكر كرده و گفتهايم كه نيّت به اجابت انگيزه بازگشت دارد لذا هرگاه انگيزه يكى و مجرّد از غير خود باشد فعلى كه از صاحب آن انگيزه صادر مىشود نسبت به آنچه نيّت كرده است اخلاص گفته شود. فى المثل كسى كه صدقه مىدهد و غرض او صرف رياست مخلص است، و چنانچه مقصودش محض تقرّب به خداست نيز مخلص مىباشد، ليكن عادت بر اين جارى است كه واژه اخلاص را به قصدى كه براى تقرّب به خداوند بوده و از هر شايبهاى مجرّد باشد تخصيص مىدهند چنان كه واژه الحاد را كه به معناى ميل و
«١» ملك / ٢:... تا شما را بيازمايد كه كدام يك بهتر عمل مى كنيد.
«٢» همان ماخذ، ج ٢، ص ٦، شماره ٤ و ٦.
«٣» همان ماخذ، ج ٢، ص ٦، شماره ٤ و ٦.
«٤» نحل / ٦٦: از ميان غذاهاى هضم شده و خون شير خالص و گوارا به شما مى نوشانيم .