راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٥ - باب اول بيان فضيلت نيّت
بوده است و ما اين را «توافق انگيزهها» مىناميم.
سوّم- آن كه هر يك از دو انگيزه به تنهايى مستقلّ نبوده و فقط در صورت اجتماع بتوانند قدرت را به حركت در آورده به كار گيرند. مثال آن از محسوسات اين است كه دو نفر ضعيف در برداشتن چيزى كه هيچ كدام به تنهايى قادر بر آن نيستند يكديگر را يارى دهند.
و مثال آن از نظر مقصود ما اين است كه خويشاوند توانگرش از او وجهى طلب كند و او به وى ندهد، و بيگانه مستمند نيز از او درهمى بخواهد و از او نيز دريغ كند پس خويشاوند مستمندش به او مراجعه كند و چيزى را كه درخواست كرده به او بدهد در اين صورت آنچه او را بدين كار واداشته مجموع دوانگيزه فقر و خويشاوندى است. همچنين است كسى كه در پيش روى مردم به قصد كسب ثواب و جلب ستايش اشخاص صدقه مىدهد، و او به گونهاى است كه اگر تنها باشد مجرّد قصد ثواب او را به دادن صدقه وادار نمىكند، و اگر درخواست كننده فاسق باشد كه در تصدق به وى ثوابى نيست مجرّد ريا او را به دادن صدقه وادار نمىسازد و تنها در صورت اجتماع هر دو انگيزه دل او به دادن صدقه راغب مىشود. و ما اين را مشاركت مىناميم.
چهارم- آن كه يكى از دو انگيزه به تنهايى مستقل بوده و ديگرى مستقل نباشد ليكن در صورت پيوستن به ديگرى دور نيست كه مايه كمك و آسانى كار شود. مثال آن در محسوسات آن است كه ضعيفى در برداشتن چيزى قوى را يارى دهد به طورى كه اگر قوى تنها بود مىتوانست مستقلا آن را بردارد و ضعيف به تنهايى قادر به برداشتن آن نباشد ليكن در صورت اجتماع موجب آسانى حمل و تخفيف زحمت خواهد بود. مثال آن در مورد آنچه مقصود ماست اين است كه انسان در نمازهايش وردى و در صدقه دادنش عادتى داشته باشد و در اين موقع بر حسب اتفاق مردمى چند حضور داشته باشند و در نتيجه انجام دادن، اين عمل به سبب مشاهده آنها براى او سبكتر شود، امّا در همين حال مىداند كه اگر تنها و فارغ از مردم مىبود در اداى عمل سستى نمىكرد و نيز داناست كه اگر عملش طاعت نبود صرف ريا او را به آن وادار نمىساخت بنابراين حالتى كه در پيش روى مردم به او دست داده و انجام دادن عمل را براى او سبك و آسان ساخته شايبهاى است كه در نيّت او روى داده است و ما اين گونه انگيزه را «معاونت» مىناميم. انگيزه دومى يا رفيق يا شريك و يا معين است و ما حكم آن را در باب اخلاص ذكر خواهيم كرد. مقصود ما در حال بيان اقسام نيّت است، چه عمل تابع انگيزه است و حكم خود را از آن كسب مىكند، از اين رو گفتهاند: عمل بسته به نيّت است و تابعى است كه ذاتا حكمى ندارد بلكه محكوم به حكم