آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٨٨ - مقصود از تأديب
مانعى ندارد آن مقدار تازيانهاى كه تشخيص مىدهى پياده كن.
هرچند صدر اين روايت عدد را مشخّص مىكند، امّا ذيل آن بر قاعده كلّى كه امام رحمه الله فرمود، دلالت دارد؛ يعنى ملاك، تشخيص مصلحت طفل است؛ نه مصلحت پدر و مادر.
گاه مصلحت ده تازيانه را اقتضا مىكند و گاه بيست تازيانه را. به همان اندازه كه مصلحت اقتضا دارد، بايد زد، و بيش از آن جايز نيست. اين روايت نيز دليلى بر خلاف «قيل» و «قول محقّق رحمه الله» [١] است كه مىفرمود: كراهت دارد از ده تازيانه تجاوز كند.
مجموع اين دو روايت، دربارهى كودك ظهور دارد كه اسحاق و حمّاد حكم تأديب بچّهى خود را مىپرسند؛ در يكى بر عدد پنج و شش تكيه شده، و در ديگرى به مصلحت طفل واگذار شده است.
محمّد بن يعقوب، عن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد، عن محمّد بن يحيى، عن غياث بن إبراهيم، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام: أدّب اليتيم ممّا تؤدّب منه ولدك واضربه ممّا تضرب منه ولدك. [٢]
فقه الحديث: امام امير مؤمنان عليه السلام فرمود: بين فرزند خودت و يتيم در تأديب فرق نگذار؛ او را ادب كن به آنچه فرزندت را تأديب مىكنى، و بزن همانگونه كه فرزندت را مىزنى.
از اين روايت استفاده مىشود هر حكمى دربارهى فرزند انسان از نظر كمّيت ضرب مطرح است، دربارهى يتيم نيز مطرح مىباشد. لذا، دلالت روايت مربوط به يتيم نيز تمام است.
وعن عليّ بن إبراهيم، عن أبيه، عن النّوفلي، عن السّكوني، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، إنّ أمير المؤمنين عليه السلام ألقى صبيان الكتّاب ألواحهم بين يديه ليخيّر بينهم، فقال: أما إنّها حكومة والجور فيها كالجور في الحكم، أبلغوا
[١]. شرايع الاسلام، ج ٤، ص ٩٣٢.
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ١٩٧، باب ٨٥ از ابواب احكام الأولاد، ح ١.