آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٨٧ - مقصود از تأديب
آنچه را امام راحل رحمه الله در تحرير الوسيله به عنوان بالاترين حدّ احتياط قرار دادهاند، مستند به اين روايت است.
و عن عدّة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد، عن عثمان بن عيسى، عن إسحاق بن عمّار، قال: قلت لأبي عبداللَّه عليه السلام: ربّما ضربت الغلام في بعض ما يجرم، قال: وكم تضربه؟ قلت: ربما ضربته مائة فقال: مائة؟! مائة؟! فأعاد ذلك مرّتين ثمّ قال: حدّ الزّنا، إتّق اللَّه.
فقلت: جعلت فداك فكم ينبغي لي أن أضربه؟ فقال: واحداً، فقلت: واللَّه لو علم أنّي لا أضربه إلّاواحداً ما ترك لي شيئاً إلّاأفسد. قال: فاثنين، فقلت:
هذا هو هلاكي، قال: فلم أزل اما كسه حتّى بلغ خمسة ثمّ غضب فقال: يا إسحاق إن كنت تدري حدّ ما أجرم فأقم الحدّ فيه ولا تعدّ حدود اللَّه. [١]
فقه الحديث: در اين موثّقه، اسحاق به امام صادق عليه السلام گفت: گاه بچّه را در رابطهى با بعضى از گناهانش كتك مىزنم- مقصود جرمهايى است كه حالت بچّگى اقتضا مىكند، نه گناهان مشترك بين صغير و كبير؛ لذا، ظاهرش همان نوع تأديب است-.
امام عليه السلام فرمود: چند تازيانه به او مىزنى؟ گفتم: گاه تا صد تازيانه. فرمود: صدتا؟! صدتا؟! به اندازهى حدّ زنا؟ به چه مناسبت حدّ زنا را بر جرم يك بچّه پياده مىكنى؟ از خدا بترس.
اسحاق گفت: فدايت گردم چند تازيانه مىتوانم به او بزنم؟ امام عليه السلام فرمود: يكى، گفت:
اگر بفهمد در مقابل هر جرمى بيش از يك تازيانه نمىزنم، هيچ چيز براى من باقى نمىگذارد- اين تأييد مىكند سؤال از تعزير مصلحتى و تأديبى است؛ يعنى كاسه و كوزه را مىشكند و زندگى را به باد مىدهد.-
امام عليه السلام فرمود: حالا كه اين طور است، پس دو تازيانه بزن. گفت: دو تازيانه نيز فايده ندارد. همين طور اصرار كرد تا امام عليه السلام تعداد تازيانه را به پنج عدد رسانيد و پس از آن ناراحت شد؛ و فرمود: اگر مىدانى جرمى كه انجام مىدهد با چند تازيانه تناسب دارد،
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٣٩، باب ٣٠ از ابواب مقدّمات حدود، ح ٢.