آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٨٣ - مقدار حدّ مساحقه
فقال الحسن عليه السلام: معضلة وأبو الحسن لها، وأقول فإن أصبت فمن اللَّه ومن أمير المؤمنين، وإن أخطأت فمن نفسي، فأرجو أن لا اخطي إن شاء اللَّه: يعمد إلى المرأة فيؤخذ منها مهر الجارية البكر في أوّل وهلة لأنّ الولد لا يخرج منها حتّى تشقّ فتذهب عذرتها، ثمَّ ترجم المرأة لأنّها محصنة، وينتظر بالجارية حتّى تضع ما في بطنها ويردّ الولد إلى أبيه صاحب النّطفة، ثمَّ تجلد الجارية الحدّ.
قال: فانصرف القوم من عند الحسن عليه السلام فلقوا أمير المؤمنين عليه السلام، فقال: ما قلتم لأبي محمّد؟ وما قال لكم؟ فأخبروه، فقال: لو أنّني المسؤول ما كان عندي فيها أكثر ممّا قال ابني. [١]
فقه الحديث: در اين روايت صحيح، محمّد بن مسلم از امام باقر و صادق عليهما السلام حكايت اين واقعه را شنيده است. زمانى كه امام حسن عليه السلام در مجلس و مركزى بود كه مردم به امير مؤمنان عليه السلام مراجعه مىكردند و مشكلات خود را مىپرسيدند، جمعيّتى وارد شده، سراغ امير مؤمنان عليه السلام را از امام مجتبى عليه السلام گرفتند. امام مجتبى عليه السلام فرمود: با آن حضرت چه كارى داريد؟ گفتند: مىخواهيم از او سؤالى بپرسيم. امام مجتبى عليه السلام فرمود:
سؤالتان چيست؟
آن قوم گفتند: مردى با همسرش مجامعت كرده، كنار رفت؛ اين زن بلند شد- حموه ظاهراً همان عَضُلهى ساق پا باشد- و بر روى پا ايستاد، با جاريهى بكرى كه در آنجا بود مساحقه كرد. نطفهى شوهرش جذب رحم جاريه گشته و آبستن شد. حكم آن چيست؟
امام مجتبى عليه السلام فرمود: مسأله مشكلى است، بايد پاسخ آن را پدرم بدهد- البته امام مجتبى عليه السلام تواضع كردهاند- ليكن من جوابى مىدهم؛ اگر درست باشد، ريشهاش خداوند و پدرم امير مؤمنان عليه السلام است و اگر اشتباه گفتهام، به من مربوط مىگردد. اميدوارم اشتباه نكنم.
اوّل به سراغ آن زن رفته و از او مهر جاريهى باكره را بگيريد؛ زيرا، اين جاريهى آبستن
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٢٦، باب ٣ از ابواب حدّ سحق، ح ١.