جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٢٤٧ - كتاب التجاره من المجلد الثالث ١
الاخبار، بان يامر بالتحويل، و يقبل المديون. فليكفى ذلك. و قالوا ذلك اذا وقع البيع [١] ما بين المدين و المديون بهذه العبارة. يعنى [٢] بان يقول «حول ما فى ذمتك من الدراهم بالدنانير و يكون الدنانير عندك حتى آخذها» و يقبل المديون. و بذلك يتم البيع و يصح، و ان لم يحصل القبض و الاقباض. لظاهر هذه الاخبار.
و ينزلها جماعة على انّ المراد ان يقول «أنت وكيلى فى بيع مالى عندك من الدراهم بالدنانير و يكون الدنانير عندك» حتى يوافق قاعدة البيع.
١٥٥- سؤال:
شخصى باغى خريده. و مىخواهد در آن خانه بسازد. و الحال كه زمين را حفر مىكند براى بناى خانه، آثار قبل از آن ظاهر مىشود. و آن زمين هم نزديك به قبرستان است. و آن قبرها كه ظاهر مىشود رو به قبله نيست. و در تحت آن قبرها علامت نهر آب و سنگ بند و آجر و امثال آن ظاهر مىشود.
آيا اين زمين محكوم به وقفيت مىشود يا نه؟-؟. و بر فرض عدم، سنگ و آجرها مال كى است؟ و استخوانها كه ظاهر مىشود چه بايد كرد؟.
جواب:
ظهور آثر قبر بطلان ملكيت نمىشود. و آن بيع صحيح است. و بناى خانه و مسكن در آن جايز است. خصوصا هر گاه قبور رو به قبله نيست. و اما سنگ و آجر كه در آن زمين ظاهر مىشود، پس هر گاه بايع و مشترى عرف و اصطلاح معلومى دارند، و معلوم است كه عرف آنها دخول امثال اين امور است در مبيع، يا عرف بلد آنها اين است، پس آن داخل مبيع است. و هر گاه معلوم نباشد، ظاهرا رجوع به عرف عام، مىشود. و هر گاه اينها معلوم نباشد، آنها مال بايع است.
و به هر حال، هر گاه در ضمن عقد شرط دخول آنها در مبيع شده باشد، اشكال نيست.
و استخوانها كه از امثال اين قبور پيدا مىشود، هر چند لزوم احترام آنها معلوم نيست لكن احوط و اولى اين است كه در همان جاى خود دفن كنند.
[١]: و عبارة النسخة: و قال ذلك إلى وقوع البيع ..
[٢] و الصحيح: اعنى- او- اى. و كذا ما سبق قبيل هذا عند قوله: ما افاده السابقان، يعنى ..