جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٢٢٥ - كتاب التجاره من المجلد الثالث ١
هست. به جهت اين كه تقاص منشأ تحقق ملك لازم، مىشود نه متزلزل.
به جهت آن كه چنانچه هر گاه مالك ملك خود را بفروشد يا در عوض طلب بدهد، ملك مشترى و صاحب طلب در آن لازم و مستقر مىشود. هم چنين تصرف به تقاص، چون به اذن شارع است و نايب مالك است در بيع كردن و در عوض طلب دادن. پس مقاص به نيابت ثابت از جانب شارع از جانب مالك به غير مىفروشد، يا به خود منتقل مىكند از عوض طلب. پس گويا مالك خود آن مال را به او داده در عوض طلب. و چنين نيست كه انتقال به او از باب اباحه يا افادۀ ملك متزلزل، باشد، و مالك بعد از اطلاع تواند او را بر هم زد، هر چند قبول داشته باشد كه تقاص بر وجه صحيح شده.
تا اينجا سخن در مسموع بودن و ملتزم بودن دعوى بود. پس الحال بايد ديد كه مشترى چه مىگويد. پس اگر مشترى قبول دارد طلب داشتن زوجه را و مماطلۀ زوج و وقوع تقاص را، پس بايد باغچه را ردّ كند به زوجه. و هم چنين هر گاه اين مراحل به بينه ثابت شود. و اما هر گاه منكر باشد اين مراحل را، يا بعض آنها را، بر زوجه لازم است اثبات.
زيرا كه مشترى از مسلمى ملكى خريده و معارضى كه مطلب را ثابت كند در برابر نيست.
و در اين صورت اگر زوج تصديق زوجه كند در اين مراحل، چنانكه ظاهر سؤال است (آنجا كه گفته است كه زوج عالم به تقاص زوجه نبوده) آن تصديق و اقرار به صدق زوجه ضررى به مشترى ندارد. چون اقرارى است بر غير. بلى، نفع به زوجه دارد، به اين معنى كه زوجه مسلطه است كه غرامت باغچه را از زوج بگيرد.
و بر فرضى قايل باشيم كه تقاص افادۀ ملكيت لازمۀ مستقرّه نمىكند هم، چون مفروض اين است كه زوج بيع را در حال جهالت تقاص، كرده، پس فسخ تقاص نكرده ملك را فروخته، پس در اين صورت هر گاه مشترى اقرار به مراحل داشته باشد، يا به بينه ثابت بشود هم، بيع صحيح نيست.
چون در حينى كه زوج ملك را فروخت عالم به تقاص نبوده كه بيع آن