جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٥٦ - كتاب التجارة من المجلد الاول
صغير خود را به قرض بردارد. هر چند ملى [١] نباشد. و گاه هست كه از راه اضطرار مال او را فروخته و به مصرف خود رسانيده و در ذمّه خود به قرض قرار داده. و فعل ولى، محمول بر صحت است تا فساد آن معلوم شود.
و هر گاه ولى، مال را به جهت نفقۀ خود بفروشد در صورتى كه صغير غنى باشد و او محتاج باشد، امر، اسهل و واضح است.
٤٥- سؤال:
آيا جايز است تفاضل در معاملۀ طلا و نقره با هم؟ و آيا فرقى ما بين طلا و نقره خوب و بد هست يا نه؟-؟ و هر گاه يكى از آنها مغشوش باشد (مثل اين كه در پول نقره مس يا قلع باشد) مىتوان معامله كرد به خالص آن جنس (به آن خوب و بد) يا نه؟-؟ و آيا به غير جنس خود مىتوان معامله كرد يا نه؟-؟ و هر گاه هر دو مغشوش باشند، چه حال دارد؟.
جواب:
طلا را با طلا و نقره را با نقره جايز نيست كه تفاضل بگيرد. به جهت آن كه ربا است. جزما.
و فرقى ما بين خوب و بد آنها نيست، يعنى نقره بد مثلا هر چند به نصف قيمت نقرۀ خوب بيرزد، كه جايز نيست معامله با زيادتى، كه يك مثقال را بدهد و دو مثقال بد را بگيرد. و هم چنين فرقى نيست ما بين سكه دار و بىسكه و شمش كرده يا مصنوعى [صحيح: مصوغى] و درست يا شكسته.
و هر گاه در يكى از آنها غش باشد مثل پول نقرهاى كه در آن قلع يا مس باشد،
[١]: ملى: با تشديد آخر: اين لفظ در اصطلاحات فقهى سه كاربرد دارد:
الف) ملى: ثروتمند: غنى.
ب: ملى: كسى كه عمر دراز كرده.
ج: ملى: كسى كه اميد است عمر دراز بكند: اوضاع و شرايط جسمى او نشان مىدهد كه زمان درازى خواهد زيست.
غير ملى (در متن: ملى نباشد) كسى كه اميدى به زندگى طولانى او، نيست. مانند كودكان استثنائى و معلول. ظاهرا مراد ميرزا (ره) در متن همين است. و ممكن است كه «باشد» صحيح باشد. يعنى: هر چند كه پدر ثروتمند باشد. و جمله بعدى گواه اين است.