تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٩ - آيا سماع براى تحصيل رشد و تصفيهء روحى ضرورت دارد ؟
محتوى بوده ، و تنها با شكل خوشايندش خيالات انسانى را تحريك مى كند ، تحول واقعى در انسان به وجود آورده شود ؟ اگر شما به اشخاص احمق و كسانى كه از نيروى انديشه و تعقل محرومند ، صدها هزار آهنگ پر معنى و زيبا بنوازيد ، چه تأثير مثبت در آنان ايجاد خواهد كرد ؟ در نتيجه براى بثمر رسانيدن تعليم و تربيت مجبوريم قواى دماغى و خود روان را تقويت كنيم نه خيالات و تجسيمات پا در هوا را . موضوع ديگرى كه بايد جدا و با اهميت مورد بررسى قرار گيرد ، اين است كه اين داروى مسكن ( در حد اكثر ) نه به افزايش عقل انسانى كمك مى كند و نه موقعيت او را در روابط اجتماعى و ارتباط با مجموع هستى روشن مى سازد ، و با قطع نظر از نوسانات و ارتعاشات اعصاب در سمت متضاد انديشه در واقعيات كه خود مسلماً آثار منفى به دنبال دارد ، احساس نوازش ظريف از موسيقى و سماع مانند احساس نوازش آن نسيم هم نيست كه به اعضاى جسمانى انسان مى وزد زيرا نسيم نوازشگر اعضاى آدمى را مى نوازد و براى خود مى رود ، در صورتى كه موسيقى با روان انسانى سر و كار دارد و حتى اگر مطابق فعاليتهاى مثبت روان نيز نواخته شود ، از اعتبار واقعى ٢ ٢ و منعكس ساختن آن در ذهن كسى كه آن را مى داند به قرار دادهاى اعتبارى متوسل شويم . وقتى كه ضرورت جبرى يك واقعيت را بما اثبات كرده است نه تنها نيازى به وضع قرار داد و پيمان وجود ندارد ، بلكه من انسانى كه بسيار قابل انعطاف است ، براى اثبات و تحقق واقعيت مفروض اعتبار و قرار داد را مستند خود قرار مى دهد و خود آگاه يا ناخود آگاه واقعيت محقق را ناديده مى گيرد .
آن دلايلى را كه در اول اين مبحث براى دفاع از موسيقى و سماع نقل كرديم مى توانيم با ملاحظات فوق مورد انتقاد و تحليل قرار بدهيم . كسى كه مى گويد موسيقى چاشنى روح است ، اين مطلب را در نظر نمى گيرد كه ارواح ادمى كه در شعله هاى انحراف از واقعيتها مى سوزد ، چه نتيجهاى از تحريك خيالات و رؤياهاى غير