تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٨ - در بيان آن كه حق تعالى بنده را به گناه اول رسوا نكند
آيه
تفسير ابيات
((١٨٥)) گفت يزدان وصف آن جاى حرج بهر محشر لا ترى فيها عوج
آيه « وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً . فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوَجاً وَلا أَمْتاً » ٢٠ : ١٠٥ - ١٠٧ . (١) ( و از تو در بارهء سر نوشت كوه ها سؤال مى كنند ، به آنان بگو پروردگار من كوه ها را مانند ريگها و گرد و غبار متلاشى نموده بهوا خواهد داد ، سپس جاهاى آن كوه ها را صاف و هموار رها خواهد كرد ، به طورى كه در جاى كوه ها پست و بالا نخواهى ديد . ) تفسير ابيات موقعى كه كار زشتى از تو سر زده است ، بىاعتنايى بان كار مكن و ايمن مباش زيرا هر كارى بمنزلهء دانه ايست كه در زمين كاشته شود ، قوانينى وجود دارد كه آن دانه را با مشيت الهى خواهد رويانيد . مدتى از زمان ، خداوند آن كار را مى پوشاند باشد كه پشيمان شوى . مانند داستان عمر كه دزدى را به دست مأمور اجرا سپرد تا دستش را قطع كند ، دزد گفت اى زمامدار ، اين اولين بار است كه من اين جرم را مرتكب شدهام .
عمر گفت كه دور از رحمت خداست اين كه در اولين بار ترا رسوا كند . فضل الهى بارها از گناهان آدمى چشم پوشى مى كند . بار ديگر دست عدالت او گريبان گنهكار بىاعتنا را مى گيرد . مظهر دو صفت فضل و عدل الهى همين است كه رو پوش مى گذارد و پرده بر مى دارد . آن زن بد كاره بارها مرتكب جرم زنا شده و قضيه باسانى گذشته بود و او هم گمان مى كرد همواره ارتكاب آن معصيت براى او سهل خواهد بود . ولى تبه كار نگون بخت .
(١) سوره طه ، آيهء ١٠٥ و ١٠٦ و ١٠٧ . .