تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٤ - تفسير ابيات
تفسير * ( يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَه وَاَلطَّيْرَ ٣٤ : ١٠
آيه
تفسير « يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَه وَاَلطَّيْرَ » ٣٤ : ١٠
چون كه موسى برشد از اقصاى دشت كوه طور از مقدمش رقاص گشت
((٤٢٦٨)) روى داود از فرش تابان شده كوه ها اندر پيش نالان بده
((٤٢٦٩)) كوه با داود گشته همرهى هر دو مطرب مست در عشق شهى
((٤٢٧٠)) يا جبال اوبى امر آمده هر دو هم آواز و هم پرده شده
((٤٢٧١)) گفت داودا ، تو هجرت ديده اى بهر من از هم دمان ببريده اى
((٤٢٧٢)) اى غريب فرد بىمونس شده آتش شوق از دلت شعله زده
((٤٢٧٣)) مطربان خواهى و قوّال و نديم كوه ها را پيشت آرد آن قديم
((٤٢٧٤)) تا كه قوّالى و سرنايى كنند جمله پيشت باد پيمايى كنند
((٤٢٧٥)) تا بدانى ناله چون كُه را رواست بىلب و دندان ولى را ناله هاست
((٤٢٧٦)) نغمهء اجزاى آن صافى جسد هر شبى در گوش حسش مى رسد
((٤٢٧٧)) همنشينان نشنوند او بشنود اى خنك جان كاو به غيبش بگرود
((٤٢٧٨)) بنگرد صد گفتگو در خويش او همنشينش ز ان نبرده هيچ بو
((٤٢٧٩)) صد سؤال و صد جواب اندر دلت مى رسد از لا مكان تا منزلت
((٤٢٨٠)) بشنوى تو نشنود ز ان گوش كس گر به نزديك تو آرد گوش بس
آيه « وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَه وَاَلطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَه اَلْحَدِيدَ » ٣٤ : ١٠ (١) ( ما به داود فضيلتى داديم ، اى كوه ها با داود به نيايش و باز گشت به سوى من بهمراه پرندگان بپردازيد و آهن را براى داود نرم ساختيم » .
« اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ اَلصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ » ٢ : ٣ (٢) [ متقين ] كسانى هستند كه به غيب ايمان مى آورند و نماز را بر پا مى دارند و از آن چه كه به آنان روزى كردهايم انفاق مى كنند . )
(١) سوره سبا ، آيهء ١٠ . .
(٢) سوره البقرة ، آيهء ٣ . .