تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٤ - تفسير ابيات
انسان و براى برداشتن زنجير گرانبار خود خواهى از دست و پاى روح مورد تربيت ، بايد دواى تلخ توبيخ و تهديد بكار برده شود ، بلكه همچنين تازيانهاى كه شعلهء عشق و كمال از ضربه هايش زبانه خواهد كشيد بايد تجويز شود .
امروزه ادبيات غرب و شرق ما همه و همه پر از بيان طرق ناز كشيدن و به به گفتن به انسانها مخصوصاً نسل جديد است . كسى پيدا نمى شود بگويد كه آقايان عزيز ، منتظر چه هستيد و از جان انسانها چه مى خواهيد ؟ مگر همه اين ناز كشيدنهاى بىاصل و به به گفتنهاى رياكارانهء شما به پوچى زندگى انسانهاى امروز مخصوصاً نسل جديد نيانجاميده است ؟ بس كنيد ، بگذاريد انسانها با طبيعت سالم و روح پر تحرك براه خويش بروند ، بگذاريد اگر چه با تجويز داروهاى تلخ اين اسپرها و اوولهاى تورم يافته به تولدهاى واقعى خود برسند .
تفسير ابيات براى ارزيابى موجوديت و طريق شدنهاى تكاملى ، اين مثال را بشنو و در اين راه از بلاها و ناراحتىها روى گردان مباش . در باره نخودى كه در ديگ مى جوشد و مى جهد و در مقابل آتش ناتوان گشته است با دقت بنگر . اين موجود در هر لحظهاى كه مى جوشد ، صدها خروش بر سر ديگ بر مى آورد . و با كدبانو مى گويد : - كه چرا آتش به من در مى زنى چون خريدى چون نگونم مى كنى ؟ كدبانو بدون اين كه گوش بداد و فرياد نخود بدهد كف گير بر او مى زند و مى گويد : تو اشتباه مى كنى ، هم اكنون بجوش و از اين آتش خود را بر كنار مكن ، من ترا از آن جهت كه براى من ناخوش آيندى نمى جوشانم ، بلكه براى آنست كه ذوق و مايهء خود را دريابى و به صورت غذاى گوارا در آيى و سپس با جان من در آميزى ، آيا آماده كردن تو براى ورود در حوزه جان آدمى براى خوار كردن و پستى است ؟ تو در روزهاى گذشته در بستان سبز و خرم آبها خوردهاى ، خوردن آن آبهاى گوارا براى آتش امروزت بوده است .