تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٦ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
معلم بشنوند و آن را علت گمراهى و انحراف اجداد خود از جادهء حقيقت حيات بدانند « . [١] نسلهاى گذشته مى توانستند بسادگى پيش رفتهاى فكرى و تربيتى كه زندگى را براى آنها آن قدر لذت بخش و خوب كرده بود ، نتيجه و ثمرهء كار وارث اجداد و اسلاف خويش بدانند .
ولى فجايع و بلاياى عصر ما نشان مى دهد كه اينها خيال باطلى بيش نبوده . اكنون مى بينيم كه اگر بخواهيم اين ميراث جنبهء تقدس خويش را ، على رغم درد و عذابى كه با خود دارد حفظ كند ، جدىترين كوششها لازم است ، زيرا در آن ايام براى اين كه فردى براى اجتماع ارزنده باشد ، كافى بود تا حد الامكان از خود خواهى و غرور در وجود خويش جلو بگيرد ، ولى اكنون جز اين ، كار پاك كردن اجتماع و ملت از خود پرستى و بىخبرى به آن افزوده شده است .
و تنها در صورتى كه فردى بتواند تا اين درجهء عالى عروج كند ، ممكن است در اصلاح منحرفين جامعه بشرى سهمى داشته باشد . پس براى انجام اين مهمترين خواهش عصر ما ، موفقيت مردان يك دولت كوچك ، حتمى تر از ملل بزرگ است .
زيرا ملل قوى نشان دادهاند كه چه در امور سياسى و چه اقتصادى ، بسيار زود گول نيرو و قدرت خويش را خورده ، به آسانى بخاطر پيروزى دست به اسلحه مى برند و به نيروهاى اهريمنى توسل مى جويند » [٢] « اولين مرحلهاى سير به سوى زبان ، مرتبط ساختن علامات تبديل پذير ، از طريق شنوايى يا طرق ديگر ، به ادراكات حسى بوده است . و محتملا كليهء حيواناتى كه بحالت اجتماع زندگى مى كنند ، به اين مرحله از تبادل ادراكات ، يا درجاتى از آن ، رسيدهاند . پيش رفت و مرحلهء بعدى آن هنگامى حاصل گرديده
[١] همان مأخذ ، ص ٧٢ و ٧٣ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٣٦ و ١٣٧ . .