تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٠ - بايستى هدف از بيان حقايق به فعليت رسانيدن استعدادهاى نهفتهء انسانها و شكوفان شدن نهال ارواح آدميان بوده و نبايد به انتظار عملى شدن آن حقايق به طور مستقيم سكوت كرد
امكان ندارد به كلى لغو و بىهوده باشد ، حتى جلال الدين قدم را فراتر نهاده ، مى گويد : هيچ حركت و كوششى لغو و زايد نيست .
دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بىهوده به از خفتگى گر چه رخنه نيست در عالم پديد خيره يوسف وار مى بايد دويد
ولى اين نكته را نبايد فراموش كنيم كه نيروى تحرك و خود حركت در انسان ، مانند يك سرمايه ى حياتى است كه آفرينندهء او در وجودش بوديعت نهاده است و بهمين جهت از منطقهء ارزشهاى مستند به اختيار انسان بر كنار است . نيروى تحرك و خود حركت مانند ساير اعضاى جسمانى بدن و قواى فكرى موجوداتى هستند كه اگر چه از نظر وجودى داراى ارزش مى باشند ، ولى چنان كه گفتيم اين ارزش از حدود شخصيت انسانى كه سازنده اش خود اوست بر كنار است .
لذا تكاپوهايى كه انسانها انجام مى دهند ، موقعى به حوزهء ارزش مربوط به خود انسان وارد مى گردد كه هدف شايستهاى را منظور نمايد ، و در غير اين صورت حركت و جنبش انسان مانند حركت برگ درخت به تحريك باد يا ساير عوامل مى باشد بلكه از يك جهت مى توان گفت كه صرف نيروى حركت و جنبش بىهدف با امكان هدف گيرى صحيح ، كفران نعمت الهى بوده و منجر به مستهلك ساختن نيرو ، بدون نتيجه مى باشد .
لذا از اين نظر انسان متحرك و تلاشگر ظلم به خود روا داشته و مرتكب به معصيت شده است .
از طرف ديگر چون حركت و تكاپو در اين جهان هستى مانند يك نمود مجزا از ساير حقايق و نمودها صورت نمى گيرد ، لذا ممكن است انسان در عين حال كه موضوع معينى را هدف گيرى كرده است ، در هنگام تعقيب و تكاپو در بارهء آن موضوع به واقعيات و نتايجى دست بيابد كه از نظر اهميت و ارزش خيلى والاتر از خود هدف منظور بوده باشد و به قول آن شاعر :
بختم نگر كه طوطى طبعم پى لبت بر پوى پسته آمد و بر شكر اوفتاد