تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٥ - روايت
((٦٤٢)) گر چه مشغولم چنان احمق نيم كه شكر افزون برى تو از نيم
((٦٤٤)) مرغ از آن دانه نظر خوش مى كند دانه هم از دور راهش مى زند
((٦٤٥)) گر ز ناى چشم حظى مى برى نى كباب از پهلوى خود مى خورى
((٦٤٦)) اين نظر از دور چون تير است و سم عشقت افزون نى شود صبر تو كم
((٦٤٧)) مال دنيا دام مرغان ضعيف ملك عقبى دام مرغان شريف
((٦٤٨)) تا بدين ملكى كه او داميست ژرف در شكار آيند مرغان شگرف
((٦٤٩)) من سليمان مى نخواهم ملكتان بلكه من برهانم از هر هلكتان
((٦٥٠)) كاين زمان هستند خود مملوك ملك مالك ملك آن كه او بجهد ز هلك
((٦٥١)) تا ز گونهاى اسير اين جهان نام خود كردى امير اين جهان
((٦٥٢)) اى تو بندهء اين جهان محبوس جان چند گويى خويش را خواجهء جهان
روايت « عن الصادق عليه السلام قال النظر سهم من سهام ابليس مسموم و كم من نظرة اورثت حسره طويله . » (١) ( از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود : نگاه به اجنبى تير زهر آلودى است از تيرهاى شيطان ، چه بسيار نگاه به اجنبى كه حسرت طولانى در دنبال خود آورده است ) .
« عن الصادق عليه السلام ما اعتصم احد بمثل ما اعتصم بغض البصر ، فان البصر لا يغض عن محارم الله الا و قد سبق الى قلبه مشاهده العصمة و الجلال . » (٢) ( از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه هيچ كس از پليدىها محفوظ نمانده است باندازهء كسى كه از محرمات چشم پوشى كند . هيچ چشمى از محارم الهى پوشيده
(١) سفينه البحار ، ج ٢ ص ٥٩٦ . .
(٢) همان مأخذ .