تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٥ - انسان جهان بزرگتر است يعنى چه ؟
با اين مضمون كه در ابيات شبسترى ديده مى شود ، سه نظريه در بارهء عظمت انسان وجود دارد :
نظريه يكم - مفاد ابيات شبسترى كه انسان جهانى است و جهان انسانى .
نظريهء دوم - چيزى است كه بعضى از حكماء گفتهاند كه انسان جهان كوچك و جهان انسان بزرگ است .
نظريه سوم - اعتقاد حكماى الهيون و عرفا است كه مى گويند انسان جهان بزرگتر و جهان انسان كوچكتر است .
نظريهء چهارمى را هم مى توان به نظريات سه گانه افزود ، به اين بيان كه انسان در مجراى طبيعى و قوانين آن ، موجود بسيار ناچيزى است كه اصلا قابل مقايسه با مجموع عالم هستى نيست ولى از طرف ديگر اين انسان پس از » أنشأناه خلقا آخر « به موجود ديگرى تبديل مى يابد ، اين تحول شگفت انگيز نيرويى در او به وجود مى آورد كه موجب نظارت و سلطه ى او به اجزاى عالم هستى مى گردد . از موقع دارا شدن نيروى مزبور انسان از جهت عظمت مى تواند با جهان هستى مورد مقايسه قرار بگيرد ، با پيش رفت اين نيرو و با بكار افتادن كارگاه مغز و هزاران نيروهاى درونى ديگر در زمينهء احساس تعهد براى حركت به سوى كمال از جزء جهان بودن به بعضى از جهان بودن و از اين مرحله به مجموع جهان بودن حركت و تكامل مى يابد . اگر اين تكامل ادامه يابد انسان بمرحلهاى گام مى گذارد كه مطابق نظريهء سوم جهان بزرگترى مى گردد كه خميرمايه اولى آن را در درون داشته است .
به عقيدهء ما اين نظريهء چهارم منطقى تر و جامع تر از همهء نظريات سه گانه است كه به طور اختصار متذكر شديم . زيرا هيچ عاقلى نمى تواند چنين ادعا كند كه بشر اين حيوان خاك نشين خاك خور آن چنان كه هست از نظر عظمت قابل مقايسه با جهان بوده باشد . مگر همين انسان خاكى از جهت پستى و نادانى و در درندگى پستترين موجود جهان هستى نيست ؟ مگر اين همان انسان نيست كه هلوع