تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨١ - تفسير ابيات
بينش آن نور معنوى والاتر از آن است كه ابن سيناها بتوانند از عهدهء شرح آن بر آيند . اگر قدرت و بيان زبان آدمى صد برابر هم شود باز نمى تواند پرده را كنار زده و آن نور را آشكارا نشان دهد . واى بر آن زبان كه بخواهد دست بان پرده بمالد ، تيغ الهى از نيام بر مى آيد و آن را قطع مى كند
((٥٠٩)) دست چه بود خود سرش را بر كند آن سرى كز جهل سرها مى كند
اين جمله را به طور فرض و تقدير گفتم ، - « ور نه خود دستش كجا و اين كجا اين شبيه بان است كه بگوييم اگر خاله خايه داشت دايى مى گشت بلى اين يك فرض و تقدير است : « اگر چنين بود چنان بود « اگر فاصله ميان زبان و چشم را كه از شكوك و اوهام پاكست صد هزار سال بگويم ، باز اندك گفتهام . با اين حال ، هرگز نوميدى را به خود راه ندهيد ، زيرا اگر خدا بخواهد همان نور الهى در يك لحظه بسراغ شما خواهد آمد . مگر موجوديت شما كمتر از معادن لا شعور كره خاكى است ، كه قدرت خداوند بواسطه اختران آسمانى در هر لحظه صدها اثر بر آنها دارد ؟ اختران آسمانى تاريكىهاى فضا را بر طرف مى سازند ، در صورتى كه اختر الهى صفات انسانى را دگرگون مى كند و قدرت و صفات بانها مى بخشد .
اگر مى خواهيد نزديكى نور الهى را بر موجوديت شما با آن عظمتش درك كنيد آثار كرات فضايى پانصد ساله را كه به زمين مى رسد بنگريد ، آن آثار چنان جدى و فورى بسراغ زمين مى آيد كه گويى نزديكترين اشياء به زمين هستند . اثر ستارهء زحل كه با زمين سه هزار و پانصد سال فاصله دارد لحظه به لحظه به زمين مى رسد . (١) اين فاصله هاى بسيار دور در مقابل اثر آن كرات در زمين چنان بسرعت در هم نورديده
(١) مطالبى را كه جلال الدين در بارهء فاصلهء آسمان و زمين و زحل در ابيات فوق مى گويد مطابق معلومات باستانى نجوم است كه امروزه مورد قبول نيست و يا بايد به طورى تأويل شود كه تضادى با اكتشافات دورانهاى دورانهاى اختر نداشته باشد . البته روايتى هم در اين موضوع نقل شده است ولى خبر واحد در معارف و جهان شناسى مخصوصاً در مقابل مشاهدات حجيت ندارد . .