تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
پيش رفت علم و دانش و فعاليتهايى كه خالق ترقيات معنوى است ، آزادى ديگرى را هم لازم دارد كه مى توان آن را آزادى درونى خواند .
مقصودم از آزادى درونى آنست كه ضمير انسان بايد بتواند مستقل بماند و موهومات و خرافات و افكار و عقايد باطلى را كه چون قديمى هستند و كسى جرئت و جسارت مخالفت با آنها را ندارد و تنها بمناسبت اين كه صيغه حكمتى و علمى دارد ، كسى آنها را مورد ايراد و ترديد قرار نمى دهد ، دايرهء فكر بشر را نبايد محدود بسازند .
اين آزادى درونى نعمتى است خدا داد و براى اشخاصى كه بدان دست يافتهاند موهبت عظمايى به شمار مى آيد ، با اين همه هيئت جامعه هم تا اندازهاى مى تواند بحصول اين آزادى كمك بنمايد ، يعنى احترام كسانى را كه بدان نائل آمدهاند ، مرعى بدارد و از ايجاد مشكلات در راه تحقق آن خود دارى نمايد .
اگر مكتب و مدرسه بخواهد كه فكر و عقيده جوانان را در راهى كه خودش صلاح و مقتضى مى داند و در نفع و صلاح رياست حكومت است نه در نفع و صلاح واقعى جوانان ، دلالت نمايد و بدين وسيله مغز و نيروى فكرى آنها را در دست بگيرد و مستبدانه اداره نمايد بديهى است كه براى مردم آزادى درونى باقى نمى ماند .
در صورتى كه همين مدارس و مكاتب مى توانند موجبات آزادى درونى را در جوانان به وجود بياورند و آنها را از اين نعمت گرانبها برخوردار سازند .
اينك باين نتيجه مى رسيم كه تنها علم و دانش و معرفت ، يعنى عالم معنى ، وقتى مى تواند پيش رفت نمايد و بمقامات بالا برسد كه اين هر دو آزادى كه از آن سخن رفت ، يعنى آزادى بيرونى و آزادى درونى موجود باشد و مسلم است كه پيش رفت معنويات و ترقى و علم و دانش موجب رفاه و بهبود روحانى و جسمانى افراد مى گردد . » [١]
[١] آزادى و حيثيت انسانى ، سيد محمد على جمال زاده ، ص ١٥٥ و ١٥٦ ، گفتار آلبرت اينشتين . .