تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٣ - مردم جامد بهشت را هم مانند خودشان در و ديوار كاخ جامد تصور مى كنند
مطلب يكم
مطلب دوم
تصور فوق العادهء عالى در بارهء بهشت بيان مى كند ، لذا به توضيح مختصرى در اين مسئله مى پردازيم ، اين توضيح را در ضمن مطالبى مطرح مى كنيم - :
مطلب يكم - چنان كه در مباحث گذشته گفتيم مسلم است كه مفاهيم وارده در توصيف بهشت ، مطابق شرايط ذهنى انسانها در اين زندگانى دنيا گوشزد شده است مقدارى از مفاهيم خوشايند انسانى مناظر زيبا و آمادگى همهء وسايل زندگى راحت و دورى از غم و اندوه مى باشد .
اكثريت قابل اهميت افراد انسانى هم امور مزبور را عالىترين آرمانها مى دانند ، با اين حال در مغز همهء انسانها به طور طبيعى نسيمى از ابديت همان امور مادى مى وزد و آنها را از معانى معمولى مادى كه دارند بالاتر مى برد و بهر حال اين گونه تصوير كه در قرآن مجيد در بارهء بهشت آمده است ، مطابق همان روش تعليم و تربيتى است كه براى مراحل اوليهء حركت به سوى تكامل ضرورت دارد .
مطلب دوم - اين گمان كه بهشت داراى در و ديوار آجرى و مرمرى بسيار عالى و چشمه سارها و درختان سر بفلك كشيده است و كاخهاى با شكوه آن هم سنخ همان در و ديوار . . . كه در اين زندگانى مى بينيم ، كاملًا بىپايه و پوچ است ، زيرا مفاهيم مزبور يك عدهء محصولاتى است كه از جريان قوانين طبيعى و سازندگى انسانها به وجود مى آيد و در مجراى كون و فساد و تغييرات است كه هرگز با ابديت سازگار نمى باشد .
اين كه خداوند متعال مى فرمايد » و ان الدار الاخره لهي الحيوان « ( تنها سراى ابدى است كه از حيات واقعى برخوردار است ) .
و اين دنيا با تمام زيبايىها و شكوه و جلالش جز بازيچه و وسيلهء فريب و كالاى ناچيزى بيش نيست ، همه و همه به طور قطع اثبات مى كند كه بهشت جايگاهى مركب از مواد و صور طبيعى نيست كه ما در اين دنيا مى بينيم .
اين مطلب را جلال الدين با عالىترين بيان مطرح كرده مى گويد :
((٤٧٣)) چون در و ديوار تن با آگهى است زنده باشد خانه چون شاهنشهى است