تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٨ - در اين دنيا هيچ دو موجودى كاملًا مثل يكديگر نيستند
( آن شتران [ يا چار پايان ] بارهاى شما را به شهرى حمل مى كنند كه شما نمى توانستيد بدون مشقت بان برسيد ) .
((٤٢٣)) متحد نقشى ندارد اين سرا تا كه مثلى وانمايم مر تو را
((٤٢٤)) هم مثال ناقصى دست مى آورم تا ز حيرانى خرد را واخرم
در اين دنيا هيچ دو موجودى كاملًا مثل يكديگر نيستند در مباحث گذشته اين مسئله را روشن كرديم كه هيچ دو موجودى در اين جهان هستى نمى توانند از همه جهات مثل يكديگر بوده باشند ، زيرا چنان كه فلسفهء كلاسيك مى گويد : هيچ چيز بدون تشخيص مخصوص به خود به وجود نمى آيد . اين اصل كه ناشى از جريان دو اصل » شيء خود اوست « و » شيء غير خود نيست « مى باشد ، همواره و در همه ى اشياء صدق مى كند .
چيزى كه تحقق پيدا كرد ، داراى ماده و صورت و نمود و زمان و فضا و ساير نسبتهاى معينى است كه از همه طرف پيرامون آن را احاطه كرده است . دو قلم كه از يك كارخانه توليد شده و مواد خام و ساير واحدهاى اولى و وزن و طول و رنگ مساوى دارند حد اقل از جهات زمانى و فضايى و ساير نسبتها با يكديگر اختلاف خواهند داشت .
اين اختلاف از تماثل كامل دو موجود با يكديگر جلوگيرى مى كند ، هر اندازه كه مسير تحول دو موجود با يكديگر اختلاف داشته باشد ، به همان اندازه از تماثل دورتر خواهند گشت . از طرف ديگر هر دو موجود هر قدر هم كه با يكديگر اختلاف و تباين داشته باشند ، از آن جهت كه هر دو مشمول مفاهيم وسيعترى هستند ، لذا مى توانند در حدود همان مفاهيم وسيعتر تماثل داشته باشند .