تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٦ - توضيح
« غريب من حديث ابراهيم تفرد به ايوب بن سويد « ( اين روايت را تنها ايوب بن سويد از ابراهيم نقل مى كند . ) به هر حال مضمون حديث هم مضطرب است و هم ابهام انگيز . زيرا - براى خراب شدن معبد دو علت در حديث آمده است يكم - اين كه داود عليه السلام پيش از آن كه معبد را بسازد خانهاى را براى خود ساخت .
دوم اين كه - افرادى از انسانها به جهت صداى زيبا و موثر داود از دنيا رفته بودند .
روايت مزبور صراحت دارد در اين كه علت خراب شدن معبد مردن انسانها بود با اين حال از پشت سر هم قرار گرفتن مقدم داشتن ساختن خانه خود به خانه خدا ، با ملامت خداوندى و خراب شدن معبد ، مى توان خراب شدن را به تقديم ساختن خانهء داود به خانهء خدا مستند ساخت ولى اين اضطراب را مى توان بشكلى مرتفع ساخت كه بگوييم مقدم داشتن خانه ى داود به خانهء خدا نتيجهاى كه داشت ، همان ملامت بود و بس ، ولى خراب شدن معبد معلول مردن افرادى از انسان به جهت صدا و مزامير داود عليه السلام بوده است .
اما ابهام انگيز بودن مفاد حديث از آن جهت است كه آيا آن آواز و مزاميرى كه سبب كشته شدن مردم شده بود ، مى توانست براى داود مباح باشد ؟ اگر مباح بود چرا خداوند با خراب كردن معبد نارضايتى خود را به داود عليه السلام ابراز فرمود ؟ و اگر جايز نبود ، چرا داود دست بان كار ممنوع آلوده است ، انهم از بين بردن زندگى مردم ؟ .