تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٧ - هيچ مى دانيد كه آزمايش هر موضوعى نوعى تصرف در اوست و شما كه مى خواهيد خدا را بيازماييد ، در حقيقت مى خواهيد در او تصرف نماييد ؟
اگر چه در جملات فوق مطالبى وجود دارد كه از نظر استدلال يا نتيجه گيرى مورد تامل بوده و به احتمال زياد با پيش رفت دانش فيزيك قابل دگرگونى است ، ولى اين موضوع قابل تصديق است كه اگر ناظر و منظور دو حقيقت فرض شوند و از وسيله ى شناسايى منظور يا از طرف ناظر و يا از خود منظور و يا به سبب دخالت عامل سوم دخالتى در نظر گرفته شود ، معماى بازيگرى روى موضوع مورد تماشا به حال خود خواهد ماند .
با اين وضع آيا جاى شگفتى نيست كه انسان با ترازوى عقل و مشاعر ناچيز خود ترازويى براى مشاهده و آزمايش موجود برتر بسازد و با غرور و نخوت تنفر انگيز ، خدا را وارد كفهء ترازوى ساخته شدهء خود نمايد ؟ ممكن است بگوييد مگر انسان در حالت خود هشيارى ( علم حضورى ) و ( كونسيانس ) خود را مورد آزمايش و بررسى قرار نمى دهد ؟ در اين حالت هيچ گونه تصرفى در خويشتن نمى كند ، بلكه خود را آن چنان كه هست مورد تماشا قرار مى دهد .
مى گوييم بلى ، انسان در حال خود هشيارى با اين كه به صورت دو دستگاه ناظر و منظور مى نمايد ، در عين حال چون اين دو دستگاه متحد هستند ، به اين معنى چون من ناظر عين من منظور است ، لذا تصرفى از هيچ يك از طرفين در ديگرى صورت نمى گيرد .
با اين حال باز مسئله تمام نيست ، زيرا اگر چه من در حال خود هشيارى به دو قسمت مجزا تقسيم نمى گردد كه يكى ناظر و ديگرى منظور واقع شود ، ولى با اين حال تماشاى مفهومى ذهنى غير از دريافت واقعى حقيقت است ، اگر ما در اين مسئله شگفت انگيز