تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢١ - وقتى كه بشر با اين عقل و دانش ناچيزش مى خواهد خدا را بررسى و او را مورد آزمايش قرار دهد ، چونان ذرهء بىمقداريست كه مى خواهد كوه هيماليا را در ترازوى خود بسنجد
نكتهاى كه در اين مورد بايد مطرح شود اين است كه موضوع آزمايش كه عبارت است از به دست آوردن علم به موضوعات نهايى يك انسان ، موضوع ضروريست كه براى تعليم و تربيت اهميت فوق العادهء دارد ، مادامى كه يك رهبر و يك مربى نداند كه شخص مورد تربيت در چه وضع روحى است نمى تواند در بارهء او تصميمى بگيرد . بنا بر اين بيت دوم .
((٣٦٨)) امتحان خود چو كردى اى فلان فارغ آيى ز امتحان ديگران
با يكى از توضيحات فوق بايد تفسير شود :
((٣٧٧)) گر بيايد ذره سنجد كوه را بر درد ز ان كه ترازوش اى فتى
((٣٧٨)) كز قياس خود ترازو مى نهد مرد حق را در ترازو مى كند
وقتى كه بشر با اين عقل و دانش ناچيزش مى خواهد خدا را بررسى و او را مورد آزمايش قرار دهد ، چونان ذرهء بىمقداريست كه مى خواهد كوه هيماليا را در ترازوى خود بسنجد .
اين متفكرين ساده لوح ما ، و اين فلسفه گويان بىفلسفهء ما كه در فقر معارف الهى دست و پا مى زنند ، مى گويند كو ؟ پس شما مى گفتيد خداوند ارحم الراحمين است و بشر را بالخصوص خيلى دوست دارد .
ما خيلى انديشيديم و منطقها بكار انداختيم ، بلكه بتوانيم مشيت خداوندى را در سيستم جهان هستى و موجوديت خود او را بفهميم و در يابيم ، ولى نتيجهء محسوسى به دست ما نيامد ، اگر شما راست مى گوييد ، روى زمين ناگهان به بهشت برين مبدل گردد و ميليونها نقص بشرى مبدل به كمال شود ، زشتىها جاى خود را به زيبايىها ، نسبيتها جاى خود را به مطلقها بدهند . زنان ما در زيبايى كلئوپاترا شوند و مردان ما صورت زيباى زيبايان ، يوسف را دارا شوند . . . چه عيب دارد اگر ما خود را از