تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٩ - نخست خود را بيازماييد و شايستگى خود را اثبات كنيد سپس به امتحان كردن ديگران بپردازيد
« ابليس ، فقال اما علمت انه لا يصيبك الا ما قدر لك ؟ قال نعم قال ابليس فاوف بذروه هذا الجبل فترد منه فانظر أ تعيش أم لا ؟ قال طاوس فى حديثه : قال عيسى : اما علمت ان الله تعالى قال : لا يختبرنى عبدى فانى افعل ما شئت ؟ و قال الزهرى فى حديثه : ان العبد لا يبتلى ربه و لكن الله يبتلى عبده ، قال فخصمه « . [١] ( زهرى از طاوس ) و او از پدرش روايت مى كند كه حضرت عيسى بن مريمعليه السلام شيطان را ديد ، شيطان به او گفت مگر معتقد نيستى كه هيچ حادثهاى به تو اصابت نمى كند مگر آن چه كه در بارهء تو تقدير شده است ؟ حضرت عيسى عليه السلام فرمود : بلى . شيطان گفت برو بالاى قلهء اين كوه و از آن جا خود را بيانداز ، ببين آيا زنده مى مانى يا نه ؟ [ طاوس در حديثش مى گويد ] حضرت عيسى عليه السلام فرمود مگر تو نمى دانى كه خداوند متعال فرموده است بندهء من نمى تواند مرا آزمايش كند . من هر كارى را كه بخواهم انجام مى دهم [ زهرى در حديثش مى گويد ] بنده خدا را آزمايش نمى كند ، خدا است كه بنده را آزمايش مى نمايد . حضرت عيسى عليه السلام با اين پاسخ شيطان را محكوم كرد . )
((٣٦٧)) اى ندانسته تو شرّ و خير را امتحان خود را كن آن گه غير را
((٣٦٨)) امتحان خود چو كردى اى فلان فارغ آيى ز امتحان ديگران
نخست خود را بيازماييد و شايستگى خود را اثبات كنيد سپس به امتحان كردن ديگران بپردازيد .
دليلى را كه جلال الدين در ابيات بعدى براى اثبات غير منطقى بودن آزمايش
[١] حلية الاوليا ، ابو نعيم اصفهانى ، ج ٤ ص ١٢ چاپ بيروت . .