تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٣ - اگر سخن واقعيت داشته باشد بىزر و زيور آرايشهاى معمولى هم مى تواند در كشف واقعيات و تحريك به سوى آنها موثر بوده باشد
((٣٤١)) اين سخن اشكسته مى آيد دلا كاين سخن درّ است غيرت آسيا
((٣٤٢)) درّ اگر چه خور و اشكسته شود توتياى ديدهء خسته شود
اگر سخن واقعيت داشته باشد بىزر و زيور آرايشهاى معمولى هم مى تواند در كشف واقعيات و تحريك به سوى آنها موثر بوده باشد جلال الدين در دو بيت مورد تحليل دو مسئله مهم را متذكر مى شود :
مسئلهء يكم : - گسيختن و پاره پاره شدن سخن گاهى مربوط به بخل و نادانى گوينده نيست ، بلكه بعضى از عوامل پشت پردهء طبيعى كه از روزنهء قلب آدمى وارد حوزهء فعاليت درونى مى گردد ، موجب گسيختن روابط جملات و بهم خوردن اصول فصاحت و بلاغت گوينده مى شود . اين وضع روانى در جلال الدين به طور فراوان در كتاب مثنوى ديده مى شود ، اين پديده دليل آن است كه روح گوينده از محاسبات ادبى و سخنورىهاى معمولى بالاتر قرار گرفته ، سرچشمهء سخن او از اقيانوس متلاطم خود روح سرچشمه مى گيرد ، نه از مشاعر و ادراكات مغزى كه با توجه و آگاهى و قصد مستقل به الفاظ و تركيبات معانى موجب بروز سخن مى گردد .
اين نكتهء مهم است كه روابط ابيات مثنوى را گاهى به كلى گسيخته و بىارتباط جلوه مى دهد .
مسئلهء دوم : - مسئلهاى كه از نظر حقيقت يابى كاملًا صحيح و منطقى است ، اين است كه اگر سخن واقعا داراى معناى عالى باشد ، چنان كه مجموع تركيبى آن سخن مفيد و موجب حقيقت يابى است ، همچنان اگر رشتهء متشكل كنندهء آن از بين برود و سخن پاره پاره و گسيخته شود ، باز طعم حقيقت خواهد داد .
در اين مورد هر يك از اجزاء ، بوى كل مجموعى را مى دهد .