تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٣ - ١ - هماهنگى طبيعى
نوسانات طبيعى و روانى و اجتماعى ، احتياج به فلسفهاى خيلى بالاتر از ارتباط جنسى موقت دارد كه حيوانات صورت مى دهند و هنوز آرامش پس از عمل را تحصيل نكرده پا بفرار مى گذارند .
با نظر به موجوديت طبيعى و روانى انسانها با يكديگر و تأثير متضاد و گوناگون رويدادهاى طبيعى و اجتماعى و روانى كه در افراد انسانى بقدرى گوناگون است كه موضوع هماهنگى كامل و صد در صد مرد و زن ، شبيه به افسانهاى است كه يك انسان مست در خواب ببيند اگر بخواهيم هماهنگى صد در صد را در موضوع زناشويى شرط بدانيم به قول بعضى از روان پزشكان شبيه به اين است كه ما يك عدد سيب را دو نصف كنيم ، يك نصف آن را بگوشهاى از جنگل بىكران پر از كوه ها و دره ها و رودخانه ها و حيوانات و درختان سر بفلك كشيده بياندازيم و نصف ديگر آن را به گوشهء ديگر همان جنگل بياندازيم و سپس توقع داشته باشيم كه در ميان هزاران نوع عوامل طبيعى بادى در جنگل بوزد ، يا رودخانهاى از پايين دره بخلاف طبيعت خود بسمت بالا برود و نصف سيب مفروض را بر دارد و بياورد با نصف ديگر جفت كند و چسبيدن آن دو را به يك ديگر نيز متعهد شود براى توضيح هماهنگى نسبى ميان مرد و زن مسائل مختصرى را مطرح مى كنيم :
١ - هماهنگى طبيعى مسلم است كه مرد يا زن نمى تواند با موجود ديگرى كه تنها جواب گوى هيجان غريزهء جنسى بوده باشد براى وصول به ايدهء ازدواج انسان ، رابطهء جنسى برقرار نمايد ، زيرا غير انسان بلكه اشياء غير جاندار هم بىمناسبت آلت تناسلى مرد و زن مى تواند مانند پاك كنندهء چرك و خونابه زخم ، بدون اين كه خود زخم را معالجه كند سكون موقت ايجاد نمايد ، يا مانند نيم استكان آب گرم تشنگى سوزان يك تشنهء درمانده در بيابان سوزان را به طور خيلى موقت خنثى نمايد ، نه اين كه آن امور بتواند زخم را معالجه و يا انسان را سيراب نمايد ، پس اولًا بايد ميان مرد و زن