تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٧ - تفسير ابيات
آشكار مى شود .
بلى اقدام عملى و دعا در بارهء مردم پليد لازم است ، براى آن كه آنان نيز خوب شوند ، نه براى آن كه اعمال آنان سبب بيدارى و رهايى بعضى از مردم از بد كارىها مى گردد .
تفسير ابيات در زمان گذشته واعظى بود ، وقتى كه روى منبر مى نشست ، در حق راه زنان دعاها مى كرد ، دست به سوى آسمان بلند مى كرد و مى گفت خداوندا ، بر همهء مردم بد و مفسد و طغيانگر و مسخره كنان به اهل دين و كافر دلان و گمراهان رحم فرما .
او هرگز به بر گزيدگان راه تقوا و فضيلت دعا نمى كرد ، تنها كارش دعا در حق مردم منحرف بود ، مردم به او اعتراض كردند كه تا كنون هيچ كس بياد ندارد كه انسانى پيدا شود و گمراهان را دعا كند در پاسخ آنان -
((٨٦)) گفت نيكويى از اينها ديده ام من دعاشان زين سبب بگزيده ام
زيرا :
((٨٧)) خبث و جور و ظلم چندان ساختند كه مرا از شر به خير انداختند
هر گاه كه مى خواستم رو به دنيا كنم و مطابق آنان رفتار نمايم زخمها و ضربتها از آنان ميخوردم و به پناهندگى به بارگاه خدا وادار مى گشتم ، در حقيقت آن گرگهاى درنده خو بودند كه مرا براه راست رهنمون مى گشتند . حال كه آنان سبب ساز صلاح و خير من شدهاند ، دعا كردن به آنان را وظيفهء خود مى دانم .
آرى اين هم يك اصل است كه انسان از تلخى دردها و نيشها مى نالد و شكوه ها مى كند .
حق جل و علا مى گويد اى بندهء عزيزم ، ترا همين درد و نيش به گرايش و تسليم بمن وادار نموده و براه راست ارشادت كرده است . برو گله و شكايت از آن نعمتها و مزايا كن كه ترا از درگاه ما مطرود مى سازد . پس در حقيقت هر چيزى كه براى تو