تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٧ - مقدمهاى بر ريشهء اساسى مطلق جويى و مطلق يابى
مقدمهاى بر ريشهء اساسى مطلق جويى و مطلق يابى بعضىها گمان كردهاند : پديدهء مطلق يابى نوعى از اختلال در روش فكرى بوده و بيك ريشهء اساسى مستند نيست ، در بيان اين اعتقاد به افراط گويى و مطلق زدگى دچار شده يا به جهت حساسيت بىاساس از مطلق فرار مى كنند .
اينان بايد اولًا اين نكته را در نظر بگيرند كه مطلق جويى و مطلق يابى موضوعى است و مطلق گرايى موضوع ديگر . اين دو موضوع نبايد با يكديگر مخلوط شود .
ثانياً - در مباحث گذشته دقت بيشترى نمايند و به بينند آيا بشر مى تواند به آن چه كه بشكل مواد خام حقايق و پديده ها از راه حواس به ذهن انسانى منتقل مى گردند ، قناعت بورزد ، تا اين نتيجه را بگيريم كه هر كسى در شرايط معينى كه قرار مى گيرد ، مواد خام مخصوص را با وسايل مخصوص به خود ( حواس و ساير وسايل كمكى ) به ذهن مخصوص خود منتقل مى سازد و با معلومات مخصوص در ذهن خود و بازيگرىهاى مخصوص بر واقعيتها را درك مى كند ؟ اين نتيجه گيرى از آن جهت غلط است كه ما وجود آن ماشين مغزى را كه در مغز آدميان يكنواخت كار مى كند و نامش از يك نظر تعقل است ، ناديده مى گيريم . اگر عدد ٢ در ذهن يك فرد با علامت و ٢ ديگر منعكس شود و بخواهد عمل ضرب را ميان آن دو عدد اجرا كند ، به طور قطع به نتيجه ٤ خواهد رسيد ، خواه عمل كننده در ميان دانش و بينش غوطه ور شود يا نادان محض بوده باشد ، سفيد يا سياه ، كوتاه و بلند و خوب و بد در اين عمل ذهنى تفاوتى ندارند زيرا ساختمان ماشين انديشه رياضى در ذهن آدميان يك سيستم است ، اگر چه به جهت توسعه و تقويت ماشين مزبور ، محصولات وسيع تر و عالىترى به وجود خواهد آمد .
اگر چنين ماشين مشتركى در درون انسانها نبود ، اين همه تعليم و تربيتها و اشتراك در روشها و تفاهمها پوچ و بىمعنى بود . پس كسانى كه مى خواهند حس مطلق جويى و مطلق يابى را در انسانها به طور مطلق منكر شوند ، شايسته است كه