تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٥ - آيا كوشش براى مطلق يابى مى تواند با بىنهايت بودن جزئيات و پديده هاى نسبى سازگار باشد ؟
واحد تجاوز كرد براى تحقق دو و بيشتر حد و مرزى لازم است كه بتواند دويى را محقق را بسازد .
اين حدود اگر چه از شمارش معمولى بيرون باشد ، ولى بدان جهت كه حدودها يكديگر را محدود مى سازند و كل هستى هم غير از اجزاء خود چيزى نيست ، لذا كل هستى نمى تواند بىنهايت بوده باشد .
مى گويند : ما هرگز نمى توانيم كل هستى را تصور كنيم تا بدانيم كه كل هستى بىنهايت است يا متناهى .
اين اعتراض هم با نظر به لزوم استخراج و درك كليات در جهان هستى و در بارهء كل هستى مردود است ، چه ، كسى تا كنون در دنيا پيدا نشده است كه تمام دايره ها را به بيند و آنها را به وسيلهء قطر به دو نيم دايرهء مساوى تقسيم كند و آن گاه به اين نتيجه برسد كه به طور مطلق قطر دايره آن را به دو قسمت مساوى تقسيم ميكند ؟ چه كسى را در نوع بشرى سراغ داريد كه همهء هستى را بگردد و تمام جزئيات و كليات آن را بداند ؟ با اين حال اين همه مكاتب جهان بينى بدون ابراز كليات در بارهء جهان هستى و انسانى با سيستم بازى كه اين دو قلمرو دارند بدون كشف و استخراج كليات ، نمى توانند نظرى را ابراز كنند .
مطلب دوم - فرض مى كنيم كه جهان هستى از نظر پديده ها و روابط و اجزاء داراى سيستم باز و بىنهايت مى باشد ، با اين حال اگر انديشه و تعقل آدمى با همين وضع كه مى بينيم باشد ، باز بدون پيدا كردن كليات تجريد شده و مطلقها نمى تواند گامى در علم و صنعت و هنر و فلسفه بر دارد . براى اثبات اين كه مطلق جويى در سيستم باز كاملًا امكان پذير است ، مثالى را از اصول رياضى و هندسى مى زنيم :
دايره شكلى است معين و داراى خواص و لوازم معين و مى توان آن را به طور منفرد و در حال ارتباط با ساير اشكال و از نظر محيط و مساحت و تجزيه و تركيب تحت