تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠١ - موضوع دوم
در درون خود منعكس مى سازد و موجب ساختن قضاياى كلى در بارهء زيبايى مى باشد . اين مطلق با طعم مطلق متفاوت است ، يعنى دو نوع مطلق است كه هيچ يك به ديگرى وابسته نبوده تنها در مفاهيم عالىترى مانند دريافت انسانى اشتراك مى ورزند ، ولى اين دريافت انسانى نمى تواند آن دو مطلق را مانند در بر گرفتن طعم مصاديق خود را ، در بر گيرد .
تفاوت آن دو ، از منشا اساسى هر يك از ( ذائقه و حس زيبا شناسى و زيبا گرايى ) سرچشمه گرفته با رسيدن به وسيعترين مفاهيم به صورت مطلق در مى آيند . اين محاسبهء تصاعدى در همهء وسايل درك و مشاعر درونى آدمى قابل تطبيق است . انتزاع قوانين كلى علمى و هنرى و صنعتى . . . همه و همه مربوط به تصاعد مزبور است .
نهايت امر اين است كه در انتزاع قوانين ، ( انقلاب جزئيات به مطلق ) دو نوع ملاك حكمفرما است . ملاك درون ذاتى انسانى كه مربوط به مغز و روان آدمى است . ملاك برون ذاتى عينى ، جهان است كه شامل نمودهاى طبيعى به طور عموم مى باشد . براى توضيح دو ملاك مجبوريم مثالى بياوريم :
١ - مثال درون ذاتى انسانى - هر يك از واحدهاى غرايز درونى و نيروهاى روانى ، پديده هاى جزئى متنوع را در مقابل بررسى كننده بر مى نهد ، مانند غريزهء لذت جويى ، اين پديده ها مورد رسيدگى و محاسبات قرار مى گيرد و خصوصيات و شرايط آنها قيافه هاى موقت و دائمى و اساسى و غير اساسى و خالص و ناخالص آنها را نشان مى دهد و تمام احوال نسبى خود را به مفهوم مطلق غريزهء لذت جويى مستند مى سازد ، همچنين جزئيات يك واحد روانى مانند اراده ، تجسيم ، خود آگاهى . . . ٢ - مثال برون ذاتى جهان عينى - در قلمرو هستى حركات و تحولات جزئى ديده مى شود از قبيل تحول درخت ، انسان ، جامعه ، ستارگان . . . اين حركات و تحولات جزئى در دريايى از وابستگىها ( روابط وجودى كه آنها را نسبى مى نمايد ) غوطه ور است . چيزى كه نمى گذارد ذهن آدمى به حركات جزئى نسبى قناعت بورزد ،