تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٥ - موضوع يكم
براى تفسير كلمهء مطلق ، موضوعات گوناگونى ابراز شده است كه ما بعضى از آنها را متذكر مى شويم :
موضوع يكم - معناى مطلق حقيقت تجريد شده و عارى از قيود و مشخصات است . مطلق بنا به اين نظريه همان كلى است كه در منطق با تعريف مزبور شناخته شده است مانند حقيقت كلى انسان . در اين حقيقت كلى نه زمان مشخص و نه مكان معين و نه پدر و مادر مخصوص و نه قامت و زيبايى و زشتى و سياهى و سفيدى و دانايى و نادانى حتى نه كليت و نه جزئيت ، هيچ يك از مشخصات منظور نشده و حقيقت انسان از همهء آن امور تجريد شده است .
مطلق به اين معنى مدت بس طولانى در منطق نقش مهمى بعهده داشته است ، قضاياى كلى كه به اعتبار موضوع كلى منظور مى گشت ، با همين وضع كه گفتيم به كار مى رفت .
اين مطلق يك امر ذهنى خالص تلقى گشته بود ، زيرا - چنين حقيقت تجريد شده از همهء خصوصيات وجودى هرگز نمى تواند وجود عينى داشته باشد ، زيرا وجود عينى خارجى حلقهاى از زنجير زمان و مكان و كميتها و كيفيتها است . خوشبختانه بركلى در اين باره بانديشهء بيشترى مى پردازد و كلى و مطلق را حتى از ذهن بشرى هم چنان طرد مى كند كه گمان نمى رود بار ديگر با همان معناى كلاسيك قدرت باز گشت حتى به ذهن انسانى داشته باشد . او مى گويد : من هر چه انديشيدم و به ذهن خويشتن مراجعه كردم ، حقيقتى به عنوان كلى و مطلق تجريد يافته از همهء خصوصيات نديدم ، تصور يك خط مستقيم كلى و مطلق كه نه كوتاه است نه دراز است و نه متوسط ، نه متحرك است نه ساكن ، نه با قلم نوشته شده است و نه كنارهء يك