تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - خواستن توانستن است
پرده از روى محال نماها به خود انسان اثبات و توضيح بدهيم ، بزرگترين قدم را در پيش برد تمدن انسانى برداشتهايم .
اثبات و توضيح چنين قدرت شگرف احتياج به آشنايى با درون ذات و انعطاف پذيرى رويدادهاى هستى به سود ارادهء انسانى دارد .
دو قطب اقدام و خود دارى نيروى من در مقابل رويدادها اگر به طور صحيح و منطقى به فعاليت بيافتند ، سه مفهوم امكان و لزوم و امتناع را تا حدود زيادى در اختيار انسانى مى گذارند .
مثلًا يك موضوع از دور ناممكن به نظر مى رسد ، اگر قطب اقدام نيروى من درست به فعاليت بيافتد ، نمى گذارد كه انسان بنشيند و منتظر شود كه صدها رويداد ميان آن منظور ناممكن ، خود به خود تغيير بيابند و جايى براى امكان آن منظور ناممكن باز كنند . همچنين موضوعى كه در نقطهاى از موقعيتهاى زندگى جنبهء تحريك به خود مى گيرد و انگيزگى آن بقدرى قوى مى باشد كه اشخاصى را كه داراى اراده و دو قطب اقدام و خود دارى معمولى هستند ، از جاى خود بر مى كند و موجب اقدام و تحرك مطابق آن انگيزه مى گردد ، ولى قطب خود دارى نيروى من او را وادار به امتناع ورزيدن و مقاومت در مقابل آن انگيزه مى نمايد . پس در حقيقت كسانى كه ارادهء قوى و نافذ دارند امكان و امتناع و لزوم براى آنان تابع فعاليت دو قطب اقدام و خود دارى است ، نه اين كه بنشينند و منتظر فعاليت عواملى باشند كه همواره در او ارادهء تابع و معلول به وجود مى آورند . به نظر مى رسد كه اراده مستقل و علت به عنوان يك موجود جداگانه در درون وجود ندارد ، بلكه اين شخصيت آدمى است كه با سنجش اراده هاى تابع و معلول و ارزيابى آنها از يك طرف و توجه به واقعيت و ارزش ممكنها و ممتنعها و ضرورىها از طرف ديگر ، مى تواند دو قطب اقدام و خود دارى من را تنظيم و تقويت نموده ، بجاى محكوميت به رويدادها ، حاكم به خويشتن و حوادث بوده باشد .