تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١ - نوع دوم - ارادهء مستقل و علت
نظرى است .
مثال ديگرى كه روشن تر است ، اين است كه اولًا مى بيند كه شخص بيك شخص يا گروهى مسلط شد و از آن لذت برد . يا قضيه ى فوق را از كسى شنيد و يا عقلش او را به اين نتيجه رسانيد كه پيروزى لذت بخش است .
اين ديدن يا شنيدن يا تفكر شخصى در ابتداء ارادهء شخصى در او توليد مى كند . مسلماً اين اراده تابع و معلول است ، ولى تدريجاً هر اندازه كه طعم پيروزمندى را بيشتر مى چشد ارادهء مزبور كم كم از تبعيت و معلوليت بيرون آمده با تلقينات و تجسيمات رو به افزايش رفته ، جنبهء استقلال و عليت به خود گرفته و ساير نيروهاى انسانى او را تحت سلطهء خود قرار مى دهد ، به اجسام مى نگرد ، و از آنها سلاحى براى پيروزى بر غير مى بيند ، فعاليتها و حركات موجودات را با عينك پيروزى به غير مشاهده مى كند .
ب - طبيعت ذاتى انسان داراى ارادهاى است كه موتور محرك حيات او است . اين موتور با گذشت ساليان عمر و گسترش معلومات و تجارب و افزايش ارتباطات با انسان و طبيعت نيرومندتر مى گردد و نيروى خود را افزايش مى دهد . اين اراده نيز مستقل و جنبهء عليت دارد ، ولى بعدها در مراحل زندگانى جاى خود را به خواستن كيفيتهاى گوناگون حيات خالى كرده و استقلال و عليت خود را از دست مى دهد و با نوع اول از اراده ( تابع و معلول ) ادغام مى گردد .
آن چه كه از پديدهء اراده مى تواند قابل بهره بردارى باشد .
قسم اول از نوع دوم است كه بيك معنى خود انسان آن را تحصيل كرده است .
به اين توضيح كه يك ايده آل اعلا ، مورد ارادهء تابع و معلول انسانى قرار مى گيرد ، مانند عدالت ورزى كه اولًا انسان به وسيلهء عقل و حواس و احساسات ، شايستگى