تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٦ - اگر شما چيزى را واقعاً بخواهيد ، خواستن شما كشف از خواست خدا مى كند
از آنان جلال الدين آن پى گردى را با استشمام خود انجام داده و رفته و در همان منزلگه بساط خود را پهن نموده باشد پس چنان كه جلال الدين خود صريحا بيان مى كند :
مثنوى پويان كشنده ناپديد
اگر چه در ظاهر -
((٢)) همت عالىّ تو اى مرتجى مى كشد اين را خدا داند كجا
((٣)) گردن اين مثنوى را بسته اى مى كشى آن سو كه تو دانسته اى
اگر اوراق تاريخ بشرى را زير و رو كنيم ، بهانه هايى را خواهيم ديد كه نتايج شگفت انگيز در بر داشته و نيروهاى روانى انسانها را بيرون كشيده است .
ايمان ، خواب ، مرگ ناگهانى يك مورد علاقه ، عشقهاى مجازى كه ناگهان مسيرش را عوض كرده و به عشق حقيقى تبديل يافته است ، ضربه هاى روانى ، حيرتهاى مثبت ، خود خواهىهاى غير مضر و مثبت ، . . . وسايلى بودهاند كه توانستهاند معظمترين نيروهاى مغز آدميان را به فعاليت و نتيجه بخشى وادار بسازند .
((٦)) چون چنين خواهى خدا خواهد چنين مى دهد حق آرزوى متقين
اگر شما چيزى را واقعاً بخواهيد ، خواستن شما كشف از خواست خدا مى كند .
اين دو مسئله ( اگر شما بخواهيد خدا مى خواهد ، و اگر خدا بخواهد شما خواهيد خواست ) با يكديگر متفاوت است ، زيرا جملهء اول چنين است كه انسان هيچ حقيقتى را نمى تواند بداند و بخواهد ، مگر اين كه خداوند استعداد و توانايى آن دانستن و خواستن را در او به وجود آورده باشد .
به اين معنى مى توان گفت : تمام خواسته هاى بشرى معلول خواست خداوندى