تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٣ - آيه
((٢٢)) آفتاب اعواض را كامل نمود لاجرم بازارها در روز بود
((٢٣)) تا كه قلب و نقد نيك آمد پديد تاجران را رحمة للعالمين
((٢٦)) پس عدوى جان صراف است قلب دشمن درويش كه بود غير كلب ؟
((٢٧)) انبيا با دشمنان بر مى تنند پس ملايك رب سلم مى زنند
((٢٨)) كاين چراغى را كه هست از نور كار از پف و دمهاى دزدان دور دار
((٢٩)) دزد و قلاب است خصم نور و بس زين دواى فرياد رس فرياد رس
((٣٠)) روشنى بر دفتر چارم بريز كافتاب از چرخ چارم كرد خيز
((٣١)) هين ز چارم نور ده خورشيد وار تا بتابد بر بلاد و بر ديار
((٣٢)) هر كش افسانه بخواند افسانه است و ان كه ديدش نقد خود مردانه است
((٣٣)) آب نيل است و به قبطى خون نمود قوم موسى را نه خون بد ، آب بود
((٣٤)) دشمن اين حرف اين دم در نظر شد ممثل سر نگون اندر سقر
((٣٥)) اى ضياء الحق تو ديدى حال او حق نمودت پاسخ افعال او
((٣٦)) ديدهء غيبت چو غيب است اوستاد كم مبادا زين جهان اين ديد و داد
((٣٧)) اين حكايت را كه نقد وقت ماست گر تمامش مى كنى اين جا رواست
((٣٨)) ناكسان را ترك كن بهر كسان قصه را پايان برو مخلص رسان
((٣٩)) اين حكايت گر نشد آن جا تمام چارمين جلد است آرش در نظام
آيه « هذا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ » ٣٨ : ٤٩ . (١) ( اين قرآن براى تذكر است و براى مردم با تقوى پايان نيكويى وجود دارد ) .
« لَهُمْ فِيها ما يَشاءُونَ كَذلِكَ يَجْزِي الله اَلْمُتَّقِينَ » ١٦ : ٣١ . (٢)
(١) سوره ص ، آيهء ٤٩ . .
(٢) سوره النحل ، آيهء ٣١ . .