تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٨ - آيه
((٤٧٩٩)) چَه رها كن رو به ايوان و كروم كم ستيز اين جا بدان كاللج شوم
((٤٨٠٠)) هين مگو كاينك فلانى كشت كرد در فلان سال و ملخ كشتش بخورد
((٤٨٠١)) پس چرا كارم كه اين جا خوف هست من چرا افشانم اين گندم ز دست هين مكن استيزه رو و كار كن با توكل كشت كن بشنو سخن هر كه استيزه كند بر رو فتد آن چنان كاو بر نخيزد تا ابد
((٤٨٠٢)) و آن كه او نگذاشت كشت و كار را پر كند كورىّ تو انبار را زين بيان بگذر زمانى باز ران جانب احوال آن عاشق جوان
((٤٨٠٣)) چون درى مى كوفت او از سلوتى عاقبت دريافت روزى خلوتى
((٤٨٠٤)) جست از بيم عسس او شب به باغ يار خود را يافت با شمع و چراغ
((٤٨٠٥)) گفت سازندهء سبب را آن نفس اى خدا ، تو رحمتى كن بر عسس
((٤٨٠٦)) ناشناسا تو سببها كرده اى از در دوزخ بهشتم برده اى
((٤٨٠٧)) بهر آن كردى سبب اين كار را تا ندارم خوار من يك خار را
((٤٨٠٨)) در شكست پاى بخشد حق پرى هم ز قعر چاه بگشايد درى هر چه آن بر تو كراهيت بود چون حقيقت بنگرى رحمت بود
((٤٨٠٩)) تو مبين كه بر درختى يا به چاه تو مرا بين كه منم مفتاح راه
((٤٨١٠)) گر تو خواهى باقى اين گفتوگو اى اخى در دفتر چارم بجو
آيه « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه . وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه » ٩٩ : ٧ - ٨ . (١) ( پس كسى كه به وزن ذرهاى كار خير انجام بدهد ، آن را خواهد ديد و اگر كسى به وزن ذرهاى كار شر انجام بدهد ، آن را خواهد ديد ) .
« وَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ » ٢ : ٢١٦ (٢)
(١) سوره الزلزال ، آيهء ٧ و ٨ . .
(٢) سوره البقرة ، آيهء ٢١٦ . .