تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٤ - آيا تبه كارى و فضيلت از عالم الست نصيب انسانها شده است ؟
تبه كارى و صفات زشت ، حيات واقعى او را سلب كرده ، مردهاى است قابل ترحم و دل سوزى ، نه مورد خنده و استهزاهاى ناجوانمردانه .
نكتهء بسيار لطيف و انسانى در بيت مورد تحليل وجود دارد كه ما به طور اختصار متذكر مى شويم : كشتن يك انسان از وارد ساختن كوچكترين اهانت به جزئى از شخصيت انسانى گرفته ، تا متلاشى ساختن وجود او را شامل مى گردد ، اغلب ما متوجه نيستيم كه در طول زندگانى خود بهزاران جنايت و آدم كشى دست زدهايم ، ولى دست و دامان خود را از هر گونه خون و جنايت پاك مى پنداريم پهلو به پهلوى حقوق اعضاى مادى آدمى ، حقوقى هم براى جانها وجود دارد ، بلكه اگر حقوق جانها مراعات نشود حقوق اعضاى مادى و شئون طبيعى اگر هم كاملًا مراعات و بجاى آورده شود ، نتيجهء انسانى ندارد . يك خندهء بىموقع يك ضربهء روانى براى انتقام جويى بىمورد حقوق بىنهايت جانهاى آدميان را پاى مال مى سازد . دريغا
((٤٥٤٣)) من شما را وقت ذرات الست ديدهام پا بسته و منكوس و پست
آيا تبه كارى و فضيلت از عالم الست نصيب انسانها شده است ؟
اين مسئله يكى از ريشه هاى اصيل قضا و قدر تفسير نشده بوده و موجب استنتاج نظريهء جبريون مى باشد . البته رواياتى در تفسير آيهء أ لست بربكم آمده است كه مى گويد : ارواح انسانها پيش از ورود به جهان طبيعت آفريده شده و استعداد خطاب الست بربكم را داشتهاند ، اين مرحلهء هستى را عالم ذر نيز ناميدهاند ، از بعضى روايات چنين بر مى آيد كه شقاوتها و سعادتهايى كه در گذرگاه طبيعت دامن گير انسانها مى گردد . از همان عالم الست مى باشد و جلال الدين هم در بيت مورد نقد و تحليل همين مسئله را گوشزد مى كند . ولى با نظر به مجموع ادلهء عقلى و منابع نقلى از قرآن و احاديث معتبر ، اگر هم عالمى بنام عالم ذر و الست وجود داشته است