تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - تفسير ابيات
تفسير اين خبر كه مصطفى صلى الله عليه و آله فرمود : لا تفضلونى على يونس بن متى
روايت
تفسير اين خبر كه مصطفى صلى الله عليه و آله فرمود : لا تفضلونى على يونس بن متى
((٤٥١٢)) گفت پيغمبر كه معراج مرا نيست بر معراج يونس اجتبا
((٤٥١٣)) آنِ من بالا و آنِ او به شيب ز ان كه قرب حق برون است از حسيب
((٤٥١٤)) قرب نى بالا نه پستى رفتن است قرب حق از حبس هستى رستن است
((٤٥١٥)) نيست را چه جاى بالا پست و زير نيست را نه زود نه دور و نه دير
((٤٥١٦)) كارگاه صنع حق در نيستى است غرّهء هستى چه دانى نيست چيست
((٤٥١٧)) حاصل اين اشكست ايشان اى كيا مى نماند هيچ با اشكست ما
((٤٥١٨)) آن چنان شادند در ذلّ و تلف همچو ما در وقت اقبال و شرف
((٤٥١٩)) برگ بىبرگى همه اقطاع اوست فقر و خواريش افتخار است و علوست
((٤٥٢٠)) آن يكى گفت ار چنان است آن فريد چون از اين فتح و ظفر پر باد شد ؟
((٤٥٢٣)) شاد شد جانش كه بر شيران نر يافت آسان نصرت و فتح و ظفر
((٤٥٢٤)) پس بدانستيم كاو آزاد نيست جز به دنيا دل خوش و دل شاد نيست
((٤٥٢٥)) ور نه چون خندد كه اهل آن جهان بر بد و نيكند مشفق مهربان
روايت « لا تفضلونى على يونس بن متى » (١) ( مرا ( پيامبر اكرم ) به يونس بن متى برترى ندهيد ) .
روايت فوق در كتاب حليه الأولياء از اعمش از ابو وائل از عبد الله از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده و پس از نقل روايت مى گويد : اين حديث صحيح و مورد اتفاق
(١) شرح مثنوى انقروى ، ج ٣ ص ٣٩٠ حلية الأولياء ، ابو نعيم اصفهانى ج ٥ ص ٥٧ . .