تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧ - علت تمايل انسانها به امور چهارگانه
اى ماه اگر تو هم شكر خنده كنى گويم چو نگار شهد گفتار منى [١]
شب ظلمانى تاريكى روز فراق را ، ماه پشت ابرهاى سياه ، يار پوشيده از ديده گان را ، ابرهاى سياه و پر باران هم ديده گان اشكبار عاشق را مجسم مى سازد :
اى شب تو به روزگار من مى مانى اى ماه نهان به يار من مى مانى اى ابر سيه تو هم به اين حالت زار بر ديدهء اشكبار من مى مانى
٣ - اگر يك موضوع و رويدادى بيكى از جهات اهميت حياتى براى انسان داشته باشد خواه در بارهء آن موضوع و رويداد خوف و هراس جدى در خود احساس كند ، يا اميدى در بارهء آن داشته باشد . . . به هر اندازه كه خوف و اميد و ساير پديده هاى حياتى در بارهء آن موضوع و رويداد شديدتر بوده باشد ، اشياء و پديده هاى عينى از حالت بىطرفى به حالت ارتباط با آن موضوع و رويداد مى گرايد . بهمين جهت است كه اندكاند كسانى كه در اين دنيا بدون اشتغال روانى در بارهء يك يا چند موضوع و رويداد ، زندگى كنند لذا شايسته است كه بگوييم :
اغلب انسانها براى خود جهانى مى سازند و در آن زندگى مى كنند ، اما آن جهان عينى مشترك كه تمام اين جهانها را در بر دارد براى آنان شبيه بيك بار تحميل شده است كه بدوش خود مى كشند اين همه دلايل عقلى و نقلى كه مانع دلباختگى و فريب خوردن به موضوعات مادى است و اين همه تشويق و تحريك كه براى بينش معرفت و ارزش يابى واقعى اشياء در عالم عقل و منابع اسلامى آمده است ، همه و همه براى به دست آوردن استقلال و زندگى در جهان واقعى و دور ساختن از جهان مصنوعى است كه دلباختگىها و خوف و هراسها و اميدهاى بىجا به وجود مى آورد .
٤ - محدوديت شگفت انگيز فعاليتهاى مغز انسانى و محدوديت حواس و بازيگرىهايى كه روى واقعيات انجام مى دهد ، يكى ديگر از عوامل احتياج به
[١] ديوان ابو القاسم لاهوتى . .