تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - تفسير ابيات
پيش مى آيد كه يك هزارم آن هم از ذهنشان خطور نمى كرد . گاه ديگر پس از تحمل هزاران زحمات و مقدمات اسكنجبين به دست مى آورد و تصميم مى گيرد كه صفراى خود را با سركنگبين تعديل نمايد ، اما : -
از قضا سركنگبين صفرا فزود
و پس از سپرى كردن صدها مقدمات و به دست آوردن امكانات تصميم مى گيرد كه روغن بادام بخورد كه معده اش بكار بيافتد ، اما : -
روغن بادام خشكى مى نمود
چنان كه گفتيم . اين شكستها در تصميم و عزم و موفقيتهاى بدون تصميم براى اذهان خام شكنجه آور و گيج كننده است .
اين جريان متضاد در زندگى يكى از عالىترين طرق درك يك جريان ما فوق خواسته ها و رويدادهاى هستى است كه بجاى گيج و مبهوت و نوميد ساختن به هشيارى انسان و تكيهء او به موجود برترين افزايد .
حسابگران دقيق در سر نوشت جوامع هرگز نتوانستهاند در بارهء آيندهء خود و ديگران ، حتى در آينده هاى نزديك پيش بينى قطعى ابراز نمايند ، زيرا آنان به خوبى مى دانند كه « مى خواهم » انسانها پديده ايست كه در درون آنان به وجود مى آيد [ بدون اين كه واقعيتهاى روى پرده و پشت پرده در اختيار آنان حتى در ديدگاه آنان قرار بگيرد ، ] مى جوشد و جهانى براى خود مى سازد و با مقدمات و وسايلى كه در نظر گرفته و روى آنها تصميم خود را اتخاذ نموده است ، هدف خود را در دسترس مى بيند و كوچكترين ترديدى هم در حتمى بودن وصول بان هدف به مغز خود راه نمى دهد ، ناگهان فضاى حوادث عوض مى شود ، روابط فرد با فرد يا فرد با اجتماع ، بلكه گاهى فضاى اجتماع دگرگون مى گردد و گاهى هم عواملى طبيعى « مى خواهم » آدمى را بباد مسخره مى گيرد ، مثلًا يك قطعه ابر پر باران خرامان خرامان قدم به فضاى واترلو مى گذارد و تصميم ناپلئون را با مارشالهايش نقش بر آب و در درهء خاكى واترلو دفن مى نمايد و سپس بىاعتنا راه خود را پيش مى گيرد . گاهى هم فعاليتهاى