تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - علت تمايل انسانها به امور چهارگانه
با مشاهدهء پديده هاى خارجى از رنگها و اشكال و ساير كيفيتها و كميتها در ضمير خود آگاه بروز نموده ، با محسوسات خارجى تطبيق شود . طبيعى است كه مشاهدهء امور عينى مانند سنگى است كه به حوض حافظه مى افتد و واحدهاى آن را زير و رو و پيش پس نموده با تحقيق رابطهء تداعى معانى ، رابطهء تشبيه ميان واحد ذهنى و واحد عينى بر قرار مى گردد .
مثلًا صورت برادر را در حافظهء خود منعكس كرده ، در خيابان بيك فرد ديگر مى رسد و مى بيند قيافهء او شباهتى به قيافهء برادرش دارد ، در اين موقع رابطهء تشبيه در ذهنش نمودار مى شود . برقرارى اين رابطه به دو نوع است :
نوع يكم - ناخود آگاه - به اين معنى كه با ديدن قيافهء آن شخص فورا بدون دقت و فعاليت فكرى و قصد بررسى دو قيافهء ، شباهت آن دو به يك ديگر براى او نمودار مى گردد .
اين نوع ناشى از سرعت انتقال ذهن انسانى به اشباه و نظاير اشياء است .
نوع دوم - خود آگاه - در اين نوع پس از تامل و دقت و بررسى و مقايسهء دو قيافه با يكديگر ، شباهت آن دو را كشف مى كند .
٢ - هر حقيقتى كه انسان را به خود جلب كند ، غالبا چون آن حقيقت در ضمير خود آگاه آدمى حالت استقرار و ثبات دارد ، لذا گويى آن حقيقت عينكى بديدگانش زده است و با آن عينك بهمهء اشياء تماشا مى كند . كوچكترين شباهت كمى يا كيفى ميان يك شىء و آن حقيقت مطلوب با سرعت كم و بيش رابطهء تشبيه را برقرار مى سازد سبزى چمن با سرعت زياد ، دستمال سبز معشوق را به خاطر مى آورد « و اين همانند آن است » دستمال سبز معشوق را در مقابل چشمانش مى گذارد و با آن به راز و نياز مى پردازد .
گل لاله ، روى زيباى يار را ، غنچه دهان دل دار را ، ماه سيمگون هم مجموع موجوديت محبوب را مى كشد و مى آورد .
اى لاله تو هم رنگ رخ يار منى اى غنچه تو چون دهان دل دار منى