تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٩ - تفسير آيه كه * ( وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ ١٧ ٦٤
به گمراهى خواهى گريخت و براى خود چنين تسليت خواهى داد -
((٤٣٣٠)) كه هلا فردا و پس فردا مراست راه دين پويم كه مهلت پيش ماست
ناگهان كاروانيان مرگ را كه از چپ و راست از همسايه و دور و نزديك در حركتاند ، مى بينى و بانگ هراس انگيز مرگ را مى شنوى ، در نتيجه : -
((٤٣٣٢)) باز عزم دين كنى از بيم جان مرده سازى خويشتن را يك زمان
سپس از دانشها و حكمتها كه در بارهء زندگى و مرگ مى شنوى ، خود را مسلح ديده مى گويى : من از تهديدات شيطان نخواهم ترسيد ، ولى هرگز گمان مبر كه شيطان مطرود درگاه الهى در بارهء شما آدميان دست روى دست بگذارد بلكه : -
((٤٣٣٤)) باز بانگى بر زند بر تو ز مكر كه بترس و باز گرد از تيغ فقر
با شنيدن اين صداى تباه كننده : -
((٤٣٣٥)) باز بگريزى ز راه روشنى آن سلاح علم و فن را بفكنى
دريغا : -
((٤٣٣٦)) سالها او را به بانگى بنده اى در چنين ظلمت نمد افكنده اى
اين مردم را كه شب و روز مى بينى هيبت بانك شياطين زبونشان كرده و گلوى آنان را مى فشارد و چنان از انوار الهى جان آنان را نوميد مى سازد : -
كه روان كافران ز اهل قبور
كار آدمى بس شگفت انگيز است ، زيرا لحظهاى هم در اين نمى انديشد كه : -
((٤٣٣٩)) اين شكوه بانگ آن ملعون بود هيبت بانگ خدايى چون بود ؟
هيبت و شكوه عقاب نيرومند هميشه متوجه كبك نجيب است ، زيرا مگس ، شايسته دريافت عظمت آن هيبت نيست ، همچنين صداى الهى براى كسانى كه از متن حيات خدا دادى بر كنار گشته و راه سقوط را پيش گرفتهاند اثرى نخواهد بخشيد .
هيچ تا كنون شنيدهايد كه عقاب بلند پرواز نيرومند براى صيد مگس براه بيفتد ؟ اين كار عنكبوتان است كه دنبال مگس را مى گيرند و براى شكار آنها تلاش